على محمدى خراسانى
308
شرح رسائل (فارسى)
الكل باسم جزئه يعنى به علاقه كل و جزء كه لفظ موضوع للكل بر جزء اطلاق شده نكته : ما بين اجماع بودن و حجت بودن از نسب اربع عموم و خصوص من وجه است يعنى در بعض موارد ممكن است اجماع مصطلح باشد مع المسامحه ولى حجيت نباشد لعدم الكشف و در بعض موارد ممكن است حجيت باشد ولى اجماع نباشد مثل اتفاق جماعتى مع الكشف و در بعض موارد هم هر دو صادقند يعنى هم اجماع مصطلح است و هم حجيت لوجود الكشف القطعى و در بعض موارد هم هيچكدام صادق نيستند مثل اتفاق جماعتى كه كاشف نيست و امام در ميان آنها نيست چنين اتفاقى نه حجت است و نه اجماع مصطلح . قوله و على اى تقدير : در آيندهء نزديك خواهد آمد كه اجماع منقول داراى اقسامى است 1 - گاهى ناقل اجماع دخولى را نقل مىكند يعنى اجماعى را كه امام ( ع ) هم يقينا در ميان مجمعين داخل بوده اگرچه ناقل امام را بشخصه نشناخته 2 - گاهى ناقل اجماع لطفى را نقل مىكند 3 - و گاهى اجماع تقريرى را 4 - و گاهى اجماع حدسى را كه تعريفات اينها تفصيلا خواهد آمد . حال اگر اجماع منقول از نوع اجماع دخولى و تضمنى باشد ممكن است هم اجماع مصطلح باشد و هم حجت و ممكن است تنها حجت باشد ولى اجماع مصطلح نباشد ولى اگر از نوع اجماع منقول تقريرى يا حدسى يا لطفى باشد چنين اجماعى نه حجيت دارد و نه اجماع مصطلح است : امّا اينكه حجيت ندارد تفصيلا بحث خواهد شد و امّا اينكه اجماع مصطلح نيست بدليل اينكه اجماع مصطلح اتفاق