على محمدى خراسانى
307
شرح رسائل (فارسى)
اتفاق ده نفر هم يقين به دخول امام در ميان آنان داشته باشيم آن مناط هست و حكم به حجيت مىكنيم پس منظور حجت بودن است نه اجماع اصطلاحى بودن . نظير اينكه : خبر متواتر يقينآور است ولى اينچنين نيست كه هر خبرى يقينآور بود نامش در اصطلاح خبر متواتر باشد فى المثل از خبر امام ( ع ) به تنهائى يقين مىكنيم يا از خبر ده نفر بخصوص يقين مىكنيم ولى اين را متواتر اصطلاحى نگويند بلكه بواسطهء اعتماد زياد به اينها يقين آمده درحالىكه متواتر مصطلح آنست كه از كثرت و انبوه شدن مخبرين يقين بيايد به صدق و لو مخبرها افسق الفاسقين باشند . و اينكه در ميان فقها شهرت دارد كه مىگويند : مخالفت يك يا چند عالم اگر معلوم النسب باشند ضرر نمىرساند منظور اين نيست كه ضرر به نام اجماع هم نمىرساند خير در انهدام اجماع مصطلح مخالفت يك نفر و لو معلوم النسب كافى است بلكه منظور اينست كه به حجيت اتفاق نظر بقيه ضرر نمىرساند چون مناط حجيت را دارد و اينكه بعضى از فقها ادعاى اجماع مىكنند و سپس مىگويند مخالفت فلانى ضرر ندارد چون معلوم النسب است منظور اين نيست كه به اجماع مصطلح ضرر نمىرساند بلكه منظور اينست كه به حجيت اجماع ضرر نمىرساند . تبصره : آرى مطلبى كه قابل انكار نيست آنست كه مىتوان گفت : فقهاى شيعه كه بر اتفاق جمعى نام اجماع مىنهند از روى مسامحه و تجوز است به لحاظ وجود مناط حجيت نام آن را اجماع مىگذارند للمناسبة و اين مسامحه و مجازگوئى عندنا بقدرى شايع شده كه مىتوان گفت : از مجازات مشهوره گرديده و اجماعى كه بر اتفاق همه علماى اسلام اطلاق مىشد بر اتفاق خصوص فقهاء شيعه و بلكه بعض از آنها اطلاق شده از باب تسمية