على محمدى خراسانى
303
شرح رسائل (فارسى)
خبرهاى حدسى هم اين مناط هست كه اگر مخبر عادل بود بايد بگوئيم خبرش حجت است و الا فلا ، قلت : ما نمىگوئيم كه عدالت و فسق بما هو هو قابليت آن را ندارند كه حجيت و عدم حجيت منوط و دائر مدار آن دو باشد تعبّدا يعنى خبر عادل تعبدا حجت باشد و خبر فاسق هم تعبدا حجت نباشد و لو يقين به صدق او داريم بلكه ما طرفدار اين معنا هستيم كه ممكن است در مواردى تعبدا عدالت مناط ارزشمندى و فسق مناط عدم حجيت باشد كما اينكه در باب شهادت چنين است يعنى تعبدا بايد شاهد عادل باشد و شهادت فاسق با علم به صدق هم قبول نيست و در باب فتوا همچنين است يعنى تعبدا بايد مفتى عادل باشد و اگر فاسق بود و لو اطمينان به صدق او هم داشته باشيم تقليد از او جايز نيست و . . . بلكه سخن ما اينست كه آيهء شريفه مناط را احتمال تعمد كذب قرار داده يعنى دلالت دارد بر اينكه در خبر عادل اين احتمال نيست پس حجت است و در خبر فاسق هست پس حجت نيست و شواهدى چند هم اقامه شد و امّا از ساير جهات آيه ساكت است يعنى دلالت نمىكند بر اينكه قول عادل مطابق واقع هم هست حتى در خبرهاى حدسى كما اينكه دلالت هم ندارد كه اگر يقين به صدق فاسق داشتى باز هم خبرش حجت نيست خير حجت است چنانچه مشهور علماء گفتهاند خبر ثقه حجت است و اگر بخواهيم بگوئيم با علم به صدق هم خبر فاسق حجت نيست دليل ديگرى لازم دارد و آيه نبأ كافى نيست چنانچه در باب شهادت و فتوا دليل علىحده داريم ، پس اگر آيه تعبدا عنوان عادل و فاسق بودن را مناط قرار مىداد حق با شما بود كه در خبرهاى حدسى هم هست ولى آيه علت آورد كه خبر فاسق را قبول نكن زيرا احتمال ندامت است بخلاف خبر عادل و احتمال ندامتى كه در خبر فاسق است از ناحيه احتمال تعمد كذب است پس خود آيه اين را