على محمدى خراسانى
304
شرح رسائل (فارسى)
مناط دانسته فتأمل شايد اشاره باشد به اينكه : تعليق الحكم على الوصف مشعر بالعلية يعنى اينكه فرمود خبر مخبر فاسق را قبول نكنيد مشعر به اينست كه علت عدم قبولى فسق است پس حتى اگر يقين به صدق هم دارى چون فاسق است قبول نكن و آيه شريفه تنها خبر عادل را حجت مىكند و خبر فاسق را حجت نمىكند نه اينكه نسبت به ساير احتمالات ساكت باشد . ولى در خود اين وجه تأمل تأمل است چون اشعار كافى نيست پس آيات هم تنها خبرهاى حسى را مىگيرند و امّا دليل عقل : اين هم كه مقتضايش حجيت مطلق الظن است نه خصوص ظن خبرى پس او از محلّ بحث خارج است . و امّا توضيح مرحلهء دوّم : خلاصهء مرحله دوم اين شد كه نقل اجماع نسبت به اخبار از حكم امام ( ع ) خبر حدسى است آن هم حدسى غير ضرورى و لذا مشمول ادلّهء حجيت نيست و امّا توضيح مطلب : مقدمه تبصره : مقدارى راجع به تعريف اجماع و سير تاريخى آن و فراز و نشيبهاى اجماع در اين مقدمه بحث مىكنيم ، فنقول : بنيانگذاران اجماع دانشمندان اهل سنّت هستند و به فرمودهء مرحوم شيخ انصارى ره : ( هم الاصل له و هو الاصل لهم ) يعنى سنّىها اصل و پايهريز اجماعند و اجماع هم اساس مكتب آنها است يعنى خلافت فرزند ابى قحافه را از راه اجماع اثبات مىكنند چون هيچگونه دليل قرآنى يا روائى معتبر و يا عقلى بر خلافت وى ندارند [ به بيانى كه تفصيلا در جلد سوم شرح اصول فقه آوردهام ] پس از اينكه اهل سنّت اجماع را مطرح نموده و به علماء شيعه عرضه كردند آنها نيز تنها در اسم و ظاهر با عامه موافقت نموده و اجماع را پذيرفته و بعنوان يكى از منابع فقه قلمداد نمودند منتها با يك تفاوت جوهرى كه اهل سنّت براى اجماع اصالت و استقلال قائلند و آن را در عرض كتاب