على محمدى خراسانى
301
شرح رسائل (فارسى)
نوع حدس و اجتهاد و نظر است نه حسى و آيه نبأ با خبر حدسى كارى ندارد 4 - شاهد چهارم : معظم فقها مىگويند : در امور حسيّه مثل قتل زيد - و اشتراء بكر و . . . بايد شهادت عن حسّ باشد يعنى شاهد با چشم خود صحنه را ديده و شهادت دهد پس اگر بواسطهء اماراتى [ از قبيل اينكه خالد از منزل خارج شد درحالىكه غضبناك بود ، چكمه پوشيده بود ، شمشير بدست داشت ، دست و لباس او خونين بود پس او قاتل زيد است و . . . ] يقين كرد شهادت او قبول نيست حال اگر آيه نبأ دلالت مىكرد بر حجيت خبر مطلقا چه در احكام و چه موضوعات چه حدسى و چه حسى پس نبايد فقهاء بگويند در امور حسيه شهادت حسى لازم است معلوم مىشود مطلق اخبار و لو حدسى كافى نيست و آيهء نبأ اطلاق ندارد . صاحب رياض فرموده : ادلّه حجيت خبر واحد منجمله آيه نبأ دلالت دارند بر حجيت خبر مطلقا منتهى سرّ اينكه اكثر فقها فتوى دادهاند به اينكه در امور حسيّه اگر شهادت مستند به حس نبود قبول نيست آنست كه شهادت از شهود است و شهود به معناى حضور و مشاهده كردن است بنابراين محسوس بودن در معناى لفظ شهادت اخذ شده و لذا بتوسط قرائن شهادت دادن كافى نيست شيخ مىفرمايد : سرّ فتواى اكثر همان است كه ما گفتيم نه اين بيان زيرا شهادت تنها در حسيات به كار نمىرود در حدسيات و عقليات هم هست در حدسيات مثل حدث به شجاعت يا عدالت از راه آثار و قرائن و در عقليات مثل شهادت به وحدانيت معبود در اشهد ان لا إله الا اللّه و . . . خلاصة الكلام اينكه آيهء نبأ عموميت نداشته و دلالت نمىكند بر حجيت خبر عادل مطلقا يعنى چه در موضوعات و چه احكام ، چه حدسى و چه حسى بلكه تنها به درد خبرهاى حسّى آن هم در خصوص احكام مىخورد . نكته : راجع به مقدار دلالت آيهء نبأ چند وجه وجود دارد :