على محمدى خراسانى
291
شرح رسائل (فارسى)
در خاتمه مىفرمايد : ما گرچه دليل دوم مشهور را ردّ كرديم و گفتيم موارد حاجت به قول لغوى واحد بسيار نادر است ولى انصاف اينست كه موارد نياز به قول لغوى ظنى خيلى زياد است زيرا اگرچه ما بطور مجمل معناى كلمهاى را بدانيم ولى در جزئيات و تفاصيل چارهاى از رجوع به لغت نداريم فى المثل كلمهء وطن به معناى محل زندگى است ولى آيا مختص به وطن اصلى و محل ولادت است يا شامل وطن جديد و محلّ سكنا هم مىشود ؟ و آيا بعد از قصد اعراض آن وطن اصلى از وطن بودن خارج مىشود يا نه ؟ و هكذا در مفازه « بيابان بىآب و علف » و فاكهه « ميوه » و كنز « گنج » و معدن و غوص و . . . حال شايد اين مقدار از نياز به ضميمهء اجماعاتى كه از قول سيد و سبزوارى رحمة اللّه عليهما ذكر شد كافى باشد براى اثبات حجيت قول لغوى فتأمّل : شايد اشاره باشد به اينكه اجماع منقول به تنهائى حجت نيست حال اگر آن حاجت و نياز به تنهائى مىتواند دليل بر حجيت قول لغوى باشد فهو المطلوب و گرنه با ضميمه اجماع تاثير نخواهد گذارد چون انضمام دو لا حجت كه حجيت را نتيجه نمىدهد . پايان مبحث ظواهر الفاظ نتيجه : ظواهر الفاظ حجيت دارند قطعا قول لغوى هم حجت است يا نه ؟ مرحوم شيخ با ترديد از اين بحث مىگذرند . 3 [ اجماع منقول ] سومين امارهء ظنيهاى كه در اين بخش مورد بحث واقع شده و راجع به حجّيت آن ميان اصوليين اختلاف نظر وجود دارد عبارتست از اجماع منقول