على محمدى خراسانى

271

شرح رسائل (فارسى)

همه تكاليف مشترك هستيم پس ما نيز وظيفه داريم به ظواهر قرآن مراجعه كنيم ( مقصود بالافهام باشيم يا نه ) فثبت المطلوب ، قوله و مما ذكرنا : ميرزاى قمى پس از اينكه ادعا نموده كه ظواهر قرآن نسبت به ما از باب ظن خاص حجت نيست فرموده : اگر كسى بگويد اخبار ثقلين [ انى تارك فيكم الثقلين . . . ] كه عند الفريقين از متواتراتند دلالت دارند بر اينكه قرآن در حق همگان تا قيامت حجت است چه آنها كه مقصود بالافهام بوده‌اند و چه ماها كه مقصود بالافهام نيستيم . ما خواهيم گفت : اين روايات ظهور دارند در جواز تمسك به قرآن و نص نيستند كه قابل خدشه نباشند دليل بر ظهور هم اينست كه يحتمل مراد اين باشد كه به ظواهر بدون بيان اهل بيت مىشود تمسك كرد و يحتمل مراد اين باشد كه به ظواهر بعد از تفسير اهل بيت مىشود مراجعه كرد و اخبارى همين معنا را مدعى بود حال اگر اين حديث نص بود جا براى ادعاى اخبارى نبود و وقتى اين احاديث ظهورى بود استدلال به ظاهر اين احاديث براى اثبات حجيت ظواهر مطلقا مصادره به مطلوب است يعنى هذا اول الكلام كه آيا اين ظهور در حق ما حجت است يا نه چون بحث ما در ظواهر كتاب تنها نيست بلكه در ظواهر سنت هم هست كه آيا نسبت به غير مشافهين حجت است يا نه ؟ شيخ مىفرمايد از دليل سومى كه ما آورديم جواب اين سخن داده مىشود و آن اينكه : اوّلا ما براى حجيت ظواهر به احاديث ثقلين تمسك نمىكنيم بلكه عمده دليل ما روايات متواترى بود كه در بالا اشاره شد و گفتيم دلالت آنها نص و قطعى است پس به ظهور براى اثبات حجيت ظهور تمسك نكرديم تا بگوئيد مصادره است و ثانيا از راه اشتراك احكام ثابت مىكنيم قوله بل يمكن ان يقال : اساسا ممكن است بگوئيم : حديث ثقلين از