على محمدى خراسانى

265

شرح رسائل (فارسى)

الارض جميعا ] حال اين احتمال را با كدام دليل نفى مىكنيد ؟ پس غير مقصودين بالافهام اجازه ندارند به ظواهر تمسك كنند . ان قلت : بيشتر قرائن ، عبارتست از قرائنى كه متصل به كلام هستند و اعتماد متكلم بر قرائن منفصله بسيار نادر است و لذا بعد الفحص و اليأس نسبت به قرائن متصله ظن به عدم پيدا مىكنيم و امّا قرائن منفصله چون احتمالش مرجوح و موهوم است عقلاء عالم بدان اعتنا نمىكنند پس مىتوانيم به ظهورات تمسك كنيم و لو مقصود بالافهام نباشيم قلت : أوّلا احتمال وجود قرائن منفصله نسبت به آيات و روايات احتمالى موهوم نيست بلكه بسيار قوى است و ما از مذاق شارع بدست آورده‌ايم كه كثيرا ما مطلقى را گفته و مقيد آن را در جاى ديگر مىگويد ، عامى را مىفرمايد و مخصص آن را دهها و گاهى صدها سال بعد مىآورد و . . . و اين به جهت اعتماد بر قرائن منفصله است حال قرائن از اول منفصله باشند و يا در به دو امر متصل بوده ولى بعدها در اثر علل و عواملى قرينه جدا گشته و منفصل شده از قبيل عامل تقطيع الاخبار و عامل نقل به معنا و عامل نسيان راوى و . . . پس احتمال انفصال قرائن قوى است و با اصل قابل رفع نيست ثانيا برفرض كه ما ظن به عدم قرينه پيدا كنيم مىگوئيم مظنه دليل مىخواهد شما چه دليلى داريد بر حجيت اين ظن ؟ ( هذا غاية ما يمكن من التوجيه لهذا التفصيل ) و لكن الانصاف : مرحوم شيخ پس از توجيه كامل كلام ميرزا مىفرمايد : اين تفصيل به سه دليل باطل است : دليل اوّل : اگر ما به وجدان خود مراجعه كنيم خواهيم ديد كه نه در ميان عموم عقلاء و اهل لسان و نه در ميان خصوص فقها و عالمان دينى نسبت به اخذ به ظواهر فرقى ميان مقصودين بالافهام و غير مقصودين نيست بلكه هر دو