على محمدى خراسانى

264

شرح رسائل (فارسى)

فحص و بحث پرداختند و مع‌ذلك قرائنى بر خلاف ظاهر نيافتند پس احتمال غفلت در ما نحن فيه منتفى است باقى مىماند احتمال دوّم كه بگوئيم : فلسفهء اختفاء قرائن علل و عوامل خارجيه است كه هيچ ربطى به ظهور كلام ندارند از قبيل تقطيع احاديث و يا نقل عام و عدم نقل خاص و ظلم ظالمين سبب اختفاء شده و اين احتمال قوى است و با هيچ اصلى برداشته نمىشود و بعد الفحص هم اين احتمال به قوت خود باقى است بخصوص با توجه به اينكه روايات فراوانى بدست ما نرسيده و شايد قرائن در آنها بوده و بما نرسيده و با وجود اين احتمال اطمينان به مراد متكلم از همين ظواهر موجوده حاصل نمىشود و مناط حجيت ظواهر هم افاده ظن نوعى است پس حجيت ندارد . و ثالثا : قرائن دو دسته است : 1 - لفظيه 2 - غير لفظيه ، قرائن غير لفظيه هم سه دسته‌اند : 1 - حاليه 2 - مقاميه 3 - عقليه ، قرائن لفظيه هم دو قسم‌اند 1 - متصله 2 - منفصله با حفظ اين مقدّمه مىگوئيم : برفرض بپذيريم كه بعد الفحص و اليأس يقين مىكنيم و يا مطمئن مىشويم كه قرائن لفظيه متصله‌اى در ميان نيست و گرنه بدست ما مىرسيد امّا قرائن حاليه و مقاميه را چگونه نفى كنيم ؟ شايد امام ( ع ) در مقام تقيه چنين چيزى را فرموده و شنونده كه مقصود بالافهام بوده فهميده ولى ما از آن حال اطلاعى نداريم . قرائن عقليه را چه مىكنيم ؟ شايد اين امرى كه امام فرموده عقيب حظر يا توهم حظر بوده و بر وجوب دلالت نمىكند و مقصود بالافهام اين معنا را درك كرد ولى ما از آن بىاطلاعيم ، قرائن نقليه منفصله را چه مىكنيم ؟ شايد در جاى ديگر قرينهء منفصله را امام فرموده بود و مقصود بالافهام از آن خبردار بوده ولى ما نيستيم [ قرائن نقليه هم دو قسم است 1 - كلّى از قبيل لا شكّ لكثير الشك كه قرينه است براى اذا شككت فابن على الاكثر 2 - جزئى از قبيل لحم الارنب حرام مثلا كه قرينه است براى احل لكم ما فى