على محمدى خراسانى
263
شرح رسائل (فارسى)
نسبت به آنها در مقام تفهيم است و كلامش را طورى ادا مىكند كه مخاطب مراد وى را بفهمد و لذا احتمال اينكه شايد قرينه را از وى پنهان كرده باشد نمىدهد تنها و تنها احتمال مىدهد كه شايد متكلم غافل شد و قرينه بر خلاف ظاهر نياورد و يا شايد من غفلت كردم و قرينه را نگرفتم اين احتمال را با اصل عدم غفلت برمىدارد و اصولا عقلاء عالم به چنين احتمالات موهوم و موهون اعتنا نمىكنند فلذا مظنه به مراد پيدا مىكند و مناط حجيت ظهورات هم مظنه است فيكون الظاهر فى حقه حجة ولى غير مقصودين بالتفهيم علاوه بر اينكه احتمال غفلت از گوينده يا شنونده مىدهند احتمال اختفاء قرائن هم مىدهند حال احتمال اوّل را با اصل برمىدارند و بدان اعتنا نمىكنند ولى احتمال ثانى به قوت خود باقى است فى المثل ما اگر در ميان آيات و روايات گشتيم و قرينه بر خلاف نيافتيم دليل آن نيست كه قرينهاى نبوده [ عدم الوجدان لا يدل على عدم الوجود ] شايد قرائن حاليه - مقاميه - مقاليهاى بوده كه موجودين در آن عصر بوسيلهء آن مراد را فهميدهاند ولى امروزه آن قرائن بدست ما نرسيده و ما نمىتوانيم مراد را بفهميم و در مقدمه اشاره شد به اينكه : آنچه بر متكلم لازم است مراعات حال مخاطبين و مقصودين بالافهام است و امّا رعايت حال ديگران لازم نيست و لذا احتمال اختفاء قرينه در حق ما داده مىشود و اين احتمال را با اصل نمىتوان برداشت پس ما حق نداريم به ظواهر آيات و روايات از باب ظن خاص اخذ كنيم . هذا كله اولا و امّا ثانيا : مورد بحث ما آيات و روايات است و در اينها احتمال اوّل يعنى احتمال غفلت هم نسبت به گوينده منتفى است چون متكلم خدا و رسول و ائمه ( ع ) هستند كه داراى مقام عصمت هستند و احتمال غفلت در آنها راه ندارد و هم نسبت به مخاطب منتفى است چون مخاطب به اين خطابات مجتهدين هستند و آنها نيز هرچه توان داشتند در طبق اخلاص گذارده به