على محمدى خراسانى

255

شرح رسائل (فارسى)

مشهورند با مهارت خاص به خود نقطه‌ها و اعرابهاى آن را گذارده‌اند ؟ مشهور قول اول را برگزيده‌اند و گروهى قول ثانى را و هركدام دلائلى دارند كه بايد در علم خودش دنبال شود بنا بر قول مشهور بدون شك هركدام از قرائتها حجت و قابل استدلال است چون بتواتر بما رسيده ولى بنا بر قول دوّم بالاجماع قرائت قرآن به هركدام از اين قرائتها در مقام قرائت قرآن و يا خواندن نماز جايز است ولى بحث در اينست كه آيا استدلال برطبق هركدام از اين قرائتها در مقام فتوى جايز است يا خير ؟ باز دو مبنا وجود دارد : 1 - عده‌اى قائل به جوازند 2 - و جمعى منكر جواز مىباشند با حفظ اين مقدمه بحث خود را در سه مرحله قرار مىدهيم : 1 - بنا بر اينكه همه قرائات سبعه متواتر باشند وظيفه در امثال يطهرن چيست ؟ 2 - بنا بر اينكه قرائتهاى مختلف متواتر نيست ولى استدلال به هركدام جايز است وظيفه چيست ؟ 3 - بنا بر عدم تواتر و عدم جواز استدلال به اين قرائتها وظيفه چيست ؟ امّا مرحلهء اوّل : طبق اين مبنا كه مبناى مشهور است مىگوئيم : دو قرائت متفاوت به منزلهء دو آيهء مختلف خواهند بود كه در نتيجه با يكديگر تعارض دارند و قانون باب متعارضين در اينجا پياده مىشود و آن اينكه : در مرحلهء اوّل : الجمع مهما امكن اولى من الطرح پس اگر جمع عرفى ميسور بود فهو المطلوب چنان كه در موارد نص و ظاهر ، اظهر و ظاهر ما نص يا اظهر را بر ظاهر مقدم مىداريم كتقديم الخاص على العام و المقيد على المطلق و . . . و اگر جمع عرفى ميسر نشد يعنى هر دو ظهور و دلالت مساوى بودند اينجا مقتضاى قاعده اينست كه : اذا تعارضتا تساقطتا و وجب الرجوع الى الادلة و