على محمدى خراسانى
250
شرح رسائل (فارسى)
بايد گفت كلمهء متشابه از ظواهر صحت سلب دارد و صحت حمل ندارد بنابراين استدلال به اين آيه كه قرآن گفته : پيروى از متشابهات حرام است براى حرمت عمل به ظواهر غلط است چون ظواهر موضوعا و تخصصا از متشابهات بيرون است 2 - خود شما قبول كرديد كه الاصل الثانوى جواز العمل بالظواهر روى بناء عقلا و گفتيد : انا لو خلينا و . . . و موضوع الاصل هميشه احتمال است نه يقين حال مىگوئيم : برفرض كه احتمال بدهيم كه ظواهر از متشابهات باشد امّا صرف احتمال مانع نيست بلكه به اصالة الظهور تمسك مىكنيم ، اگر شما بفرمائيد : ما بايد يقين داشته باشيم كه فلان آيه از محكمات است تا قابل تمسك شود و نسبت به ظواهر چنين يقينى نيست خواهيم گفت : اين ادّعا به معناى منهدم كردن قانونى است كه خود شما بدان اعتراف كرديد زيرا شما طبق مقدمه اول قبول كرديد كه الاصل حجية الظواهر و معناى اين اصل اينست كه هركجا احتمال دهيم كه فلان ظاهر حجت نيست به اين اصل تمسك كرده و حجيت آن را اثبات مىكنيم مگر در مواردى كه يقين كنيم كه فلان ظهور حجت نيست حال معناى اينكه يقين معتبر است يعنى آن اصل را قبول نداريم و اين يك بام و دوهوا است . البته اشكالات ديگرى هم هست كه سابقا جواب داديم منجمله راجع به حديث نبوى من فسر القرآن در پايان : همانطورىكه در آغاز بحث با اخباريين گفتيم در پايان هم تاكيد مىكنيم كه نزاع ما با اخباريين در ظواهر كتاب يك نزاع صغروى است يعنى هر دو قبول داريم كه اگر ظواهر قرآن در مقام افاده و استفاده بود حجيت داشت به حكم بناء عقلا ولى اخبارى مىگويد ظواهر كتاب استقلالا و بدون ضم ضميمه در صدد افاده نيست و لذا حجت نيست و اصولى مىگويد : ظواهر كتاب هم مثل ساير ظواهر در مقام افاده است و لذا بعد الفحص و اليأس