على محمدى خراسانى
24
شرح رسائل (فارسى)
شىء يجب عليك الاجتناب بدنبال اين خطاب تصريح مىكند كه هذا القطع مجرّد طريق و كاشف 2 - از راه دليل خارجى فى المثل دليل مىگويد الخمر المقطوع حرام ولى اجماع كه يك دليل خارجى است قائم شده بر اينكه قطع طريقيت دارد و لا غير . و امّا قطع موضوعى وصفى عبارتست از اينكه : قطعى كه در موضوع اخذ شده خصوصيت دارد و بما انه صفة من صفات النفسانية قائمة بالشخص در موضوع خطاب لحاظ شده حال اينكه ما گفتيم امارات و اصول عمليه قائم مقام قطع موضوعى نمىشود منظور قطعى موضوعى وصفى است و گرنه قطع موضوعى طريقى در ظاهر موضوعى است ولى در واقع طريقيت دارد و لذا قائم مقام هم مىپذيرد . چند مثال براى قطع موضوعى وصفى : 1 - فرض كنيد شارع فرمود : يجب فى الصبح ركعتان مقطوعتان و يا فرموده : يجب فى المغرب ثلاث ركعات مقطوعة و يا فرموده : فى الاوليين من الرباعية يلزم القطع در اين موارد ظن به يك طرف و يا استصحاب عدم زيادى قائم مقام قطع نمىشود مگر بدليل خاص 2 - در باب شهادت فرض كنيد حسن و حسين بر سر زمينى با يكديگر نزاع دارند و هركدام مدّعى هستند كه زمين از آن او است ولى احدهما ذو اليد است حال دو نفر عادل مىخواهند شهادت دهند در اينجا دو نفر عادل نسبت به عمل خودشان مىتوانند به امارات ظنيه قناعت كنند يعنى اگر مىخواهند زمين يا كتاب را از ذو اليد خريدارى كنند مىتوانند بگويند : يد امارهء ملكيت است و آثار ملكيت را جارى كنند چون در اين مرحله قطع طريق است و لذا قائم مقام دارد امّا در مقام شهادت علم موضوعيت دارد و لذا اگر يقين دارند مىتوانند شرعا شهادت دهند و گرنه شهادت آنها مقبول نيست الّا بدليل خاص .