على محمدى خراسانى
232
شرح رسائل (فارسى)
الناسخ و احتجوا بالخاص و هم يظنون انه العام و احتجوا به اول الآية و تركوا السنة في تاويلها . . . خلاصه اينكه : ما اصوليين مىگوئيم : عمل به ظواهر قرآن بعد الفحص و اليأس جايز است و اين روايات شامل چنين موردى نيست بلكه مال اخذ به متشابهات ، حمل ظاهر بر خلاف ظاهر و اخذ به ظاهر قبل الفحص و اليأس مىباشد ، جواب سوّم : ( جواب نقضى ) همانطورىكه قرآن مجيد ناسخ و منسوخ دارد ، عام و خاص دارد ، مطلق و مقيد دارد - مجمل و مبين دارد و . . . همچنين احاديث معصومين ( ع ) هم محكم و متشابه دارد - ناسخ و منسوخ دارد و . . . حال اگر عمل به ظواهر قرآن و لو بعد از فحص و نيافتن قرينه جايز نباشد به اين دليل كه شايد اين ظاهر مراد نباشد پس بايد عمل به ظواهر اخبار و روايات هم به همين دليل جايز نباشد حال هر جوابى اخباريين در باب اخبار به ما بدهند ما اصوليين همان جواب را در باب آيات به آنها خواهيم داد و بلكه كار اخبار از دو جهت مشكل دارد يكى از لحاظ دلالت كه شايد اين ظاهر مراد نباشد و يكى از جهت سند كه شايد حديث صادق نباشد پس در روايات جنبه سندى هم بايد تصفيه شود پس اگر به ظاهر آيات نتوانيم اخذ كنيم بايد به طريق اولى به ظواهر روايات نتوانيم اخذ كنيم جواب چهارم : مع معارضة . . . برفرض از همهء جوابهاى قبلى صرفنظر كنيم و بپذيريم كه به حكم اين اخبار عمل كردن به ظواهر قرآن حتى بعد الفحص و اليأس جايز نيست و اصولا ما مجاز نيستيم بدون مراجعه به تفسير اهل البيت مستقيما به ظواهر آيات مراجعه كنيم و اين كاشف از اينست كه ظواهر قرآن استقلالا در مقام افاده نيستند همه اينها را بپذيريم ولى جواب ديگرى داريم و آن اينكه : اين