على محمدى خراسانى
226
شرح رسائل (فارسى)
و در مبحث كبروى مىخواهيم به اين نتيجه برسيم كه و كل ظاهر حجة من المولى على العبد و بالعكس سؤال اينست كه آيا ظواهر كلمات متكلمين حجيت دارد يا نه ؟ و آيا مطلقا حجت است يا با شرائطى حجيت دارد ؟ در مسئله از اول تا به آخر هفت قول وجود دارد كه ابتدا همهء آن اقوال را فهرست گونه مىآوريم سپس به توضيح و استدلال و نقد و بررسى آنها مىپردازيم 1 - مشهور اصوليين مىگويند : ظواهر مطلقا حجيت دارند چه ظواهر قرآن و چه ساير كلمات چه نسبت به مقصودين بالافهام و چه نسبت به غير آنها و خلاصه ، اطلاق در برابر تقييدات بعدى است 2 - مشهور اخباريين مىگويند : ظواهر كلمات ساير متكلمين اعم از معصوم و غير معصوم حجت است ولى خصوص ظواهر قرآن در حق ما حجّت نيست البته اختلاف اينها صغروى است يعنى مىخواهند بگويند : ظواهر دو دستهاند ، الف : ظواهرى كه مستقلا و به تنهائى و بدون ضم ضميمه در مقام افادهء مقصود باشند آنها عند العقلاء ارزش دارند مثل ظواهر سنت و كلام متكلمين عادى ، ب : ظواهرى كه استقلالا در مقام تفهيم نيستند بلكه با ضميمه و بيان و تفسير معصومين مفيد مقصود هستند مثل ظواهر كتاب خدا در اين قسم عقلاء عالم هرگز به ظاهر كتاب تنها اكتفا نمىكنند پس كبراى كلى قبول است كه عقلاء عالم اخذ به ظواهر مىكنند و اين ظواهر در نزد شارع هم ارزش دارد ولى دعوا در اينست كه عقلا به كدام ظاهر اخذ مىكنند ؟ آيا به ظاهر استقلالى يا به ظاهر مع الضميمة ؟ 3 - ميرزاى قمى و پيروان او مىگويند : ظواهر كلمات مطلقا يعنى چه