على محمدى خراسانى

227

شرح رسائل (فارسى)

ظواهر كتاب و يا سنت و يا متكلمين عادى تنها در حق مقصودين بالافهام حجيت دارند امّا در حق غير مقصودين حجت نيست نزاع اين‌ها هم صغروى است يعنى در واقع مىخواهند بگويند : نسبت به مقصودين بالافهام بناء عقلا بر اخذ به ظواهر هست و لذا ارزش دارند و نسبت به غير مقصودين بالافهام بناء عقلا بر اخذ به ظواهر نيست و لذا چنين ظهورى ارزش ندارد پس تا آنجا كه بناء عقلا بر اخذ به ظواهر ثابت شود اين‌ها نيز قبول دارند ولى مدّعى هستند كه اين بناء مقيد است . 4 - بعض العلماء تفصيل داده‌اند ما بين مواردى كه ظن غير معتبرى بر خلاف ظاهر باشد گفته‌اند در اينجا ظواهر ارزش ندارند و مواردى كه چنين ظنى بر خلاف ظاهر نباشد پس ظهورات حجت و قابل تمسك است . 5 - مرحوم كلباسى چنين تفصيل داده : ظواهر مادامى حجيت دارند كه از ظاهر كلام ظن فعلى بر وفق مراد متكلم حاصل شود و يا لااقل ظن فعلى بر خلاف مراد حاصل نشود ولى اگر از ظاهر كلام براى شخصى ظن فعلى بر خلاف حاصل شد در حق او حجت نيست 6 - مرحوم صاحب حاشيه چنين تفصيل داده : اگر كلام مقرون باشد به امر متصلى كه يصلح للقرينية آن كلام مجمل بوده و قابل تمسك نيست ولى اگر شك ما در اصل وجود صارف و يا صارفيت موجود منفصل باشد به ظهور كلام لطمه‌اى وارد نمىشود 7 - بعضىها گفته‌اند : اگر اين امر موجود منفصل از امارات معتبره باشد باز هم جلو ظهور را مىگيرد و كلام را مجمل مىكند ولى اگر از امارات غير معتبره باشد جلو حجيت ظهور را نمىگيرد . اين بود بيان خلاصهء اقوال . و امّا بيان استدلالها : دليل قول مشهور عبارتست از بناء قطعيهء