على محمدى خراسانى

225

شرح رسائل (فارسى)

1 - در قرآن آمده : « فَتَيَمَّمُوا صَعِيداً طَيِّباً » * و ما نمىدانيم كه آيا كلمهء صعيد در لغت عرب به معناى مطلق وجه الارض است تا شامل حجر هم بشود و تيمم برآن جايز باشد و يا به معناى خصوص تراب خالص است تا شامل سنگ و شن نشود و تيمم بر آنها صحيح نباشد ؟ در اينجا بايد از قول لغوى استفاده كرد كما سيأتى إن شاء الله تعالى 2 - مولائى عبد خويش را از عملى حظر كرده بود پس از مدتى الآن به آن عمل امر مىكند حال ما نمىدانيم كه آيا امر عقيب حظر ظهور در رفع المنع و رخصت دارد ؟ يا ظهور در اباحهء بالمعنى الاخص ؟ و يا ظهور در رجحان و استحباب ؟ و يا وجوب ؟ بايد از علائم فوق كمك گرفت 3 - در مجازات مشهوره از قبيل استعمال امر در استحباب و نهى در كراهت در لسان روايات كه به درجهء مجاز مشهور رسيده ولى وضع تعيّنى هم پيدا نكرده و منقول نشده آيا اراده كردن حقيقت در اين موارد احتياج به قرينه صارفه دارد و عند الاطلاق از كلام فهميده نمىشود يا محتاج به قرينه نيست ؟ خلاصهء كلام : در اين قسم ثانى سخن از اصل الظهور است كه آيا فلان لفظ در فلان معنى ظهور دارد يا ندارد ؟ و در قسم اول اصل ظهور مفروغ عنه و مسلم است و سخن از اينست كه آيا اين ظهور اراده شده يا خير ؟ هر دو بحث بايد كامل گردد تا مجتهد بتواند استنباط كند [ 1 - امّا القسم الاوّل ] بحث كبروى : ( حجيت ظواهر ) امّا القسم الاوّل در مبحث صغروى ما به اين نتيجه مىرسيم كه « هذا ظاهر » يعنى مثلا كلمهء صعيد ظهور دارد در مطلق وجه الارض و دليل مطلب هم قول لغويين است كه در آينده خواهد آمد .