على محمدى خراسانى

190

شرح رسائل (فارسى)

قلت : مرحوم شيخ در پنج نوبت از اين اشكال جواب مىدهند و در هر نوبتى از يك زاويه به كلام معترض نظر مىاندازند و بخشى از كلام مستشكل را جواب مىدهند : نوبت اوّل : شما گفتيد ميان وجه ثالث و وجه ثانى فرقى نيست و وجه ثالث هم به وجه ثانى رجوع مىكند ما مىگوئيم : اين اشتباه است زيرا كه بر مبناى معتزله مدلول اماره بعنوان حكم واقعى فعلى در حق مكلف جعل مىشود يعنى همان گونه كه اگر مكلف يقين داشت به وجوب الجمعة و انجام مىداد واجب واقعى را امتثال كرده بود همچنين اگر اماره هم نزد وى قائم شود و لو مخالف با واقع و مكلف آن را انجام دهد وظيفهء واقعى خويش را به انجام رسانيده آنگاه بعد از عمل اگر هرگز كشف خلاف نشد كه بحثى نيست ولى اگر احيانا كشف خلاف شد علما يا با امارهء قوىتر در اينجا اعاده بر مكلف لازم نيست چون وظيفه واقعى را در وقت خودش انجام داده و از حالا كه كشف خلاف شد موضوع عوض مىشود يعنى تا به حال موضوع وجوب واقعى فعلى جمعه بود و از حالا موضوع وجوب ظهر است و هر موضوعى حكم خود را دارد فلا اعادة نظير نماز قصر و اتمام كه موضوع وجوب اتمام ، مكلف حاضر است و موضوع وجوب قصر ، انسان مسافر است حال شخص در اول وقت مسافر بود و نماز قصر بر او واجب شد و انجام داد پس از دو ساعت به وطن خود رسيد و حاضر شد اينجا اعاده لازم نيست بلكه موضوع عوض شده [ البته در اينجا دو قول است : 1 - مكلفى كه در اول وقت مسافر است حكم اللّه الواقعى در حق او وجوب قصر است پس اگر انجام داد سپس حاضر شد اعاده‌اى نيست . 2 - بر اين مكلّف وجوب قصر يك حكم ظاهرى است و مادامى است كه قبل خروج الوقت حاضر الوقت حاضر نشود پس اگر نماز خواند سپس حاضر شد عمل