على محمدى خراسانى
168
شرح رسائل (فارسى)
به ضرس قاطع ادعا كردن مشكل است . و لذا خود مرحوم شيخ به شيوهء عقلاء تمسك مىكنند و آن اينكه : عقلاء عالم وقتى چيزى را مىشنوند و يا تصور مىكنند فى المثل آيا انسان هفت سر ممكن است يا نه ؟ آيا دريائى از جيوه ممكن است يا خير ؟ آيا كوهى از ياقوت ممكن است يا خير ؟ بلافاصله قضاوت نمىكنند و نمىگويند محال است يا ممكن بلكه در اطراف آن شىء مطالعه مىكنند و جهات استحاله و توالى فاسده را ملاحظه مىكنند كه آيا اين امر مستلزم دور هست يا خير ؟ مستلزم تناقض هست يا نه ؟ خلاف حكمت الهى است يا خير ؟ خلاف عدل است يا نه ؟ و . . . و هنگامى كه مطمئن شدند كه هي ، كدام از جهات قبح و استحاله را ندارد به امكان آن شىء فتوى مىدهند و مىگويند مادامىكه برهان قاطع بر خلاف آن از راه نرسيده آن امر ممكن است و جناب شيخ الرئيس ابن سينا هم به همين نكته نظر دارد آنجا كه مىفرمايد : ( كل ما قرع سمعك و لم يقم على امتناعه دليل فذره فى بقعة الامكان ) حال در مورد بحث ما هم كه مسئله تعبد به امارات ظنيه باشد ما هرچه گشتيم تالى فاسدى براى تعبد نيافتيم و لذا فعلا حكم به امكان مىكنيم مگر در آيندهء دور يا نزديك دليلى و برهانى خلاف آن را ثابت كند ولى فعلا امكان را كه ثابت كرديم وقوع را هم بعدا ثابت مىكنيم و وظيفه عملى خودمان را مشخص مىسازيم جواب دو دليل ابن قبه : مرحوم شيخ از دليل اوّل ابن قبه چهار جواب مىدهند : 1 - اين يك قياس است كه تعبد به خبر را در فروع دين با تعبد به خبر در اصول دين مقايسه كردهايد و ليس من مذهبنا قياس . 2 - برفرض كه قياس را بپذيريم اين قياس مع الفارق است و قابل