على محمدى خراسانى

160

شرح رسائل (فارسى)

انسان شاك معذور نيست زيرا كه وظيفه دارد برود تحصيل علم يا ظن معتبر به حكم پيدا كند اگر مجتهد است از طرق اجتهادى و اگر مقلد است با رجوع به فتواى مجتهد رفع جهل بايد بكند و در ما نحن فيه خنثى غافل نيست بلكه شاك است حال اگر جاهل به جهل مركب به حكم روايات معذور باشد دليل آن نيست كه خنثى هم كه شاك است معذور باشد و لذا اين روايات ردّ بر حرف ما نيست . و ثانيا : جاهل بر دو قسم است 1 - جاهل به حكم شرعى فى المثل نمىداند فلان امر حكمش در اسلام چيست ؟ 2 - جاهل به موضوع كه آيا اين مايع خل است يا خمر ؟ و . . . حال متبادر به ذهن از روايات اينست كه جاهل به حكم معذور است و ربطى به شبههء موضوعيه ندارد و در ما نحن فيه كه خنثى باشد شبهه موضوعيه است چون خنثى مردد است كه داخل در موضوع رجال است يا نساء پس از روايات نتوان فهميد كه خنثى آزاد است بلكه على المبنى بايد حساب كنيم . و امّا قاضى : اگر كسى بگويد : ما موردى را سراغ داريم كه شبهه در موضوع است و مع‌ذلك حكم به تخيير شده ميان جهر و اخفات و آن عبارتست از انسانى كه يك نماز از پنج نمازش قضا شده و هيچ‌كدام يادش نيست وظيفه‌اش به حكم روايات اينست كه سه نماز بايد بخواند يك دو ركعتى و يك سه ركعتى و يك چهار ركعتى و در نماز چهار ركعتى مخير است ميان جهر و اخفات با اينكه شبهه در موضوع است چون نمىداند آيا اين چهار ركعت در واقع ظهر و عصر است تا اخفات واجب باشد يا عشاء است تا جهر لازم باشد پس در شبهات موضوعيه و جاهل به موضوع هم مخير است جواب : در خصوص نماز قضا رواياتى داريم كه اگر اجمالا مىداند يكى از صلوات يوميّه او فوت شده ولى تفصيلا نمىداند مىتواند به سه نماز اكتفا كند و لازمهء اين