على محمدى خراسانى

111

شرح رسائل (فارسى)

باز هم قبل از تعرض به احكام اين اقسام براى روشن‌تر شدن محلّ نزاع دو نكته را تذكر مىدهيم : نكتهء اوّل : مكرّر گفته‌ايم كه قطع يا طريقى است و يا موضوعى و نيز مكرر گفته‌ايم كه قطع موضوعى از محور بحث ما خارج است بدليل اينكه در قطع موضوعى ما تابع خطاب شارع هستيم اگر شارع اقدس قطع تفصيلى را در موضوع اخذ نموده و فرموده : اذا قطعت بخمرية شىء تفصيلا كذا و كذا مىگوئيم قطع تفصيلى ملاك است و حكم دائر مدار آنست اگر باشد حكم هست و گرنه نه بنابراين اگر علم اجمالى به خمريت پيدا كرديم اعتبارى ندارد و وجوب اجتناب نمىآورد . و اگر شارع متعال قطع اجمالى را در موضوع اخذ كرد مثلا فرموده اذا قطعت بحرمة شىء و لو اجمالا فهو كذا و كذا باز هم ما تابع دليل هستيم و اگر شارع مقدس مطلق العلم را اعم از تفصيلى و اجمالى موضوع قرار داد ما متابعت مىكنيم انما الكلام در قطع طريقى است كه در علم تفصيلى طريق هم تفصيلى است و در علم اجمالى طريق اجمالى است يعنى علم اجمالى مىگويد واقع و لوح محفوظ يا اينست يا آنست امّا صددرصد و جزما نمىگويد اين است حال قطع تفصيلى طريقى حجّت و واجب الاتباع بود بحث در اينست كه آيا قطع اجمالى طريقى هم حجّيت و ارزش دارد يا خير ؟ نكتهء دوّم : علم تفصيلى به يك امرى از راههاى گوناگون متكون و متولد مىشود مثلا از راه خبر متواتر و نص قرآن و . . . و گاهى هم از علم اجمالى زائيده مىشود يعنى منشأ اين علم تفصيلى يك علم اجمالى است فى المثل علم تفصيلى داريم به اينكه نمازمان باطل شده منتهى منشأ آن عبارتست از اينكه اجمالا مىدانيم كه يا در اثناء نماز محدث شديم و يا پشت به قبله كرديم كه هركدام باشد مبطل نماز است