على محمدى خراسانى
112
شرح رسائل (فارسى)
يا مثلا علم تفصيلى داريم به بطلان نماز و منشأش عبارتست از علم اجمالى به اينكه يا ركنى از اركان نماز را كم كرديم و يا مبطلى از مبطلات نماز را انجام دادهايم يا مثلا مأموم در نماز جماعت يقين صددرصد دارد به اينكه نمازش باطل شده ولى منشأش اينست كه اجمالا مىداند يا خود او فاقد شرائط بوده مثلا جنب بوده و يا امام جماعت فاقد شرائط بوده ، البته در اينجا دو مبنا وجود دارد يكى اينكه صحت صلاة مأموم مشروط است به اينكه امام جماعت در علم مأموم و اعتقاد او واجد شرائط باشد ديگرى اينكه صحت نماز مأموم مشروط است به اينكه امام جماعت در علم خودش واجد شرائط باشد ، اين مثال بر مبناى اول به درد ما مىخورد نه مبناى دوّم و توضيح بيشتر انشاءالله تعالى خواهد آمد حال بحث در اينست كه : آيا علم تفصيلى متولد از علم اجمالى هم مثل ساير علوم تفصيليه حجت است يا خير ؟ مقتضاى مباحث گذشته اينست كه : آرى علم تفصيلى مطلقا حجت است و از هر راهى كه حاصل شود به حكم عقل متابعتش واجب است و احدى قدرت ندارد نفيا يا اثباتا در آن دخالت كند . امّا به شرع مقدس كه مراجعه مىكنيم با مواردى برخورد مىكنيم كه بحسب ظاهر با اين قاعده منافات دارد يعنى دلالت دارد بر اينكه علم تفصيلى اگر از علم اجمالى متولد شود ارزشى ندارد حال ببينيم آن موارد كدام است و سپس چه جوابى براى آنها داريم : مرحوم شيخ در حدود هشت مورد را مثال مىزنند و در پايان هم مدّعى هستند كه مثالهاى فراوان ديگرى هم يافت مىشود ولى ما به اين مقدار اكتفا مىكنيم :