على محمدى خراسانى
104
شرح رسائل (فارسى)
است يا تعبدى ؟ اين بحث مربوط به باب اوامر است كه هل الاصل فى الواجبات التوصلية او التعبدية ؟ و گاهى وجوب را مىدانيم و تعبدى بودن را هم مىدانيم ولى در كيفيت نيت شك داريم كه آيا غرض تعبّد به امتثال امر است و لو متميّز نباشد بلكه قصد قربت به احد الامرين او الامور كافى است ؟ و يا تعبد به امتثال امر با اين خصوصيت كه ممتاز از غير باشد مطلوب مولى است ؟ اگر تمييز باشد و واجب تعبدى را مشخّصا انجام دهيم يقين به امتثال داريم ولى اگر تميز نباشد شك مىكنيم كه آيا غرض مولى حاصل شد يا نه ؟ هركجا شك در محصل غرض پيدا كنيم اصالة العدم جارى مىشود پس احتياط و امتثال اجمالى كافى نيست بلكه تحصيل ظن لازم است . مرحوم شيخ از دليل 5 و 6 و 7 جواب نمىدهند گويا بر اساس همين ادلّه امتثال تفصيلى را لازم مىدانند ان قلت : خطاب صادره از مولى اطلاق دارد يعنى مولى فرموده : اقيموا الصلاة و مقيد نكرده به اينكه : اقيموا الصلاة مع قصد الوجه و التمييز و . . . حال به اطلاق كلام مولى تمسك مىكنيم و مىگوئيم : مولى در مقام بيان بود و مانعى هم از تقييد نبوده و معذلك قيد نكرده پس معلوم مىشود اين قيد در غرض مولى دخالت نداشته و گرنه در خطاب اخذ مىكرد تا اخلال به غرض لازم نيايد در نتيجه بدون قصد التمييز هم اتيان به واجب واقعى بلامانع است فيكفى الامتثال الاجمالى قلت : در چنين مواردى جاى تمسك به اطلاقات نيست ، توضيح مطلب : در تقسيمات اوليهء واجب اطلاق و تقييد هر دو ممكن هستند و لذا از عدم التقييد اطلاق را كشف مىكنيم ولى در تقسيمات ثانويهء واجب تقييد محال است بخاطر لزوم دور و تسلسل پس اطلاق هم محال خواهد بود زيرا كه [ بر مبناى حق در تقابل اطلاق و تقييد كه تقابل ملكه و عدم ملكه باشد ] اطلاق و