على محمدى خراسانى

42

كوثر فقه (شرح تحرير الوسيله) (فارسى)

7 . امام راحل در كتاب بيع تعريف مصباح المنير « 1 » را محكم‌ترين تعريف دانسته و بيع را به مبادلهء مال به مال تعريف نموده است « 2 » و در ادامه برخى از توهّمات و شبهات را از تعريف رفع كرده و پاسخ داده است كه انصافاً دفاع ايشان از تعريف ، كاملًا متين و حكيمانه است و جاى چون و چرا براى كسى باقى نمىگذارد . « 3 » در پايان مىگوييم : مفهوم بيع از مفاهيم واضح و بديهى است و هر كسى از آن معناى روشنى در ذهن دارد و بر آن اساس واژهء بيع را در موارد خودش استعمال مىكند . بر اين اساس تعريف‌هاى مذكور هيچ‌كدام ماهوى نيست تا جاى ايراد و اشكال باشد بلكه از نوع تعريف لفظى است كه عبارتى را به عبارت بهتر ادا مىكنند . پس معيار ، فهم عرف است ؛ آن‌گاه در مواردى كه صدق عرفى محرز است احكام بيع جارى مىشود و در مواردى كه عدم صدق محرز است احكام بيع را ندارد . آرى موارد شك ( شبههء مصداقيه ) نيز وجود دارد كه صدق بيع مشكوك است ، در اين موارد فقيه به عمومات و اطلاقات وجوب وفا به عقود ، و تجارت و مانند آن مراجعه مىكند . و اگر به هر دليل نتواند به آن‌ها رجوع كند ، آخرين راه ، مراجعه به اصول عمليه است . تا اين‌جا بحث‌هاى مقدماتى مطرح شد . تعريف بيع نزد فقهاى اهل سنّت : در كتاب الفقه على المذاهب الأربعه در اوّل كتاب احكام بيع در متن كتاب مىخوانيم : « تعريفه : في اللغة : مقابلة شيء بشيءٍ . . . وقال بعض

--> ( 1 ) . المصباح المنير ، ج 1 ، ص 69 . ( 2 ) . كتاب البيع ، ج 1 ، ص 68 . ( 3 ) . همان ، ص 68 و 70 . .