على محمدى خراسانى
97
كوثر فقه (شرح تحرير الوسيله) (فارسى)
ب ) به حكم سيرهء عقلا ظهور افعال و حركات و اشارات و كتابات مثل اقوال هستند و حجيت دارند ، و ظهور يقينآور نيست ؛ آرى بايد وثوق و اطمينانآور باشد و مجرّد ظن ولو ظن غالب كفايت نمىكند . ج ) مشهور اشاره را بر كتابت مقدم داشتهاند به اين دليل كه اشاره « اصرح » است و دلالت آن بر مقصود روشنتر است . برخى هم كتابت را مقدم دانستهاند ؛ مثل مرحوم سيد در حاشيه . « 1 » به اين دليل كه كتابت « اضبط » است و دقت بيشترى در آن وجود دارد . ولى اين استدلالها ناتمام است ؛ زيرا اوّلًا كليت ندارند ، بلكه گاهى اشاره از كتابت « اضبط » است يا كتابت از اشاره « اصرح » است ؛ ثانياً وجوهى استحسانى مىباشند كه در فقه اهلبيت ( ع ) به آنها اهميتى داده نشده است . بنابراين بايد روايات ملاحظه شود . در روايات باب وصيت تنها « اشاره » مطرح شده و خبرى از كتابت نيست . در روايات طلاق اخرس هم ، در سه روايت ، تنها اشاره مطرح شده و با اينكه در مقام بيان است خصوص اشاره را آورده است . يكى از دو روايت ديگر ( روايت يونس « 2 » ) هم به امام مستند نكرده و به احتمال زياد فتواى خود يونس است ، كه براى ما حجت نيست . ضمن اينكه در سند آن اسماعيل بن مرار آمده كه مجهولالحال است . روايت ديگر
--> ( 1 ) . حاشية المكاسب ، ص 85 . ( 2 ) . وسائل الشيعه ، ج 22 ، ص 48 ، ح 4 . .