على محمدى خراسانى
56
كوثر فقه (شرح تحرير الوسيله) (فارسى)
اين روايت را نقل كرده است ؛ بنابراين شهرت عملى هم ندارد تا حجت شود . ج ) مرحوم سيد در حاشيه مكاسب ميگويد : قبول داريم كه روايت مرسله است و چيزى هم ضعف آن را جبران نميكند زيرا شهرت در ميان قدماى از اصحاب جابر است در حالى كه اين مرسله در ميان علماء اعصار اخير مشهور است . . . ولى اوّلًا مضمون حديث مطابق قواعد فقه ماست ، ثانياً آثار و نشانههاى صدق از آن آشكار است ، به همين دلايل ، مانعى ندارد كسى به آن فتوا دهد . « 1 » پاسخ اين شبهه را از قول مرحوم آقاى خوئى در مصباح نقل ميكنيم : وأمّا قوله : إنّ آثار الصدق منها ظاهرة ، فلا ندري ماذا يريد هذا القائل من هذه الآثار ، أهي غموض الرواية واضطرابها ، أم تكرار جملها وألفاظها ، أم كثرة ضمائرها وتعقيدها ، أم اشتمالها علي أحكام لم يفت بها أحد من الأصحاب و من أهل السنة . « 2 » خلاصه : روايتى كه از نظر متن مضطرب و لرزان است و آن استحكام لازم را ندارد ، جملهها و كلماتش به فراوانى تكرار شده است ؛ ضمائر فراوان روايت كه بر تعقيد و پيچيدگى آن افزوده است ؛ اشتمال آن بر فتاوايى كه نه فقهاى ما به آن فتوا دادهاند و نه فقهاى اهل سنّت . با اين ويژگىها چگونه مرحوم سيد ادعا كرده است كه نشانههاى صدق در آن ظاهر است و خود را به اين نحو قانع كرده است ؟ ! نتيجه : روايت از نظر سندى به هيچ وجه اعتبارى ندارد و قابل استناد نيست . اشكال متنى : از نكاتى كه مرحوم آقاى خوئى فرموده است و تهافتى كه در بعضى از عبارات حديث مشاهده مىشود و از اينكه بزرگانى مثل صاحب وسائل در صدد تهذيب آن برآمدهاند ، و . . . به اين نتيجه ميرسيم كه عبارات روايت ، متن كلام امام ( ع ) نيست و راوى نقل به معنا كرده است و در اين نقل ، حق مطلب ادا نشده است . چنين
--> ( 1 ) . حاشيهء المكاسب ( سيد يزدى ) ، ص 2 . ( 2 ) . مصباح الفقاهه ، ج 1 ، ص 7 .