على محمدى خراسانى
59
شرح مكاسب (فارسى)
محلّ شاهد فراز « صدقةً لا تباع و لا توهب » است كه كلمهء صدقةً موصوف و لا تباع و لا توهب وصف و قيد او است و دو احتمال در آن وجود دارد : 1 - وصف نوعىِ داخلى باشد يعنى قابل بيع و هبه و نقل نبودن ، وصف نوع وقف و طبيعىِ وقت است و داخل در ذات وقف است و اصلًا وقف يعنى همين ( الوقف لغةً ايقاف الشيئى و ابقائه على حاله على النحو الّذى اوقفه المالك و اصطلاحاً تحبيس الاصل و تسبيل الثمرة « 1 » ) كه قوامش به اين است كه حبس شود و باز نگهداشته شود از انتقال ، و ابقاء شود بر حال خودش ، بنابر اين كلّىِ وقف داراى اين صفت است و هر وقفى قابل بيع نيست و اختصاص به مورد حديث كه وقف منزل از سوى امام على عليه السلام بود ندارد . و استدلال بر اساس اين احتمال است . 2 - شرط شخصىِ خارجى باشد يعنى در ساير وقفها سخن از بيع و هبه و جواز يا عدم جواز آنها مطرح نيست و در خصوصِ شخصِ اين وقف ، امام على عليه السلام چنين شرطى كرده ( شرط ضمن عقد ) و طبعاً خارج از ماهيّت وقف است . و طبق اين احتمال ، حديث مذكور به درد ما نمىخورد و مخصوص مورد حديث مىشود و قانونى و كلّى نيست . مرحوم شيخ به سه دليل احتمال اوّل را تقويت مىكنند : بيان اوّل : قرينهء سياقيّه : سياق تعبير قرينه بر احتمال اوّل است و ارادهء احتمال ثانى از آن بعيد است زيرا كلمهء صدقةً مفعول مطلق نوعى براى كلمهء تَصَدَّق است ( و از آنجا كه صدقه عنوان عامّى است و انواعى دارد از قبيل : صدقههاى واجب و مستحب ، مجاّنى و بلا عوض يا با عوض و . . . لذا نياز به آوردن وصفى براى مفعول مطلق نوعى بود تا وقف را كه نوعى از انواع صدقه است از ساير انواع جدا كند . ) و وصف « لا تباع و لا توهب » هم وصف همين مفعول مطلقِ نوعى است يعنى آن نوع صدقهاى كه اين صفت دارد قابل بيع و هبه نيست و پر واضح است كه وصف وصف نوعىِ داخلى است و بيانگر اين است كه : نوع و طبيعىِ وقف داراى اين اوصاف است پس جنس وقف اين اقتضا را دارد كه قابل بيع و هبه نيست . و ارادهء شخص اين وقف منزل بعيد است و از وصف مذكور به ذهن نمىآيد .
--> ( 1 ) . مصباح الفقاهء ، ج 5 م ص 156 .