على محمدى خراسانى
502
شرح مكاسب (فارسى)
قوله : و انت خبير : مرحوم شيخ در ردّ اين وجه الجمع مىفرمايد : اين روايات كه شاهد وجه الجمع شما بود دلالت دارند بر اين كه انسان بايد به خداوند توكلّ كند ولى اين منافاتى با وجوب طلب رزق و سعى و تلاش براى رسيدن به روزى ندارد ، چرا كه امام على عليه السلام بزرگترين مؤمن و متوكلّ به خدا بود و در عين حال دشوارترين كارها را انجام مىداد و براى حائط يهودى با شتر آبكش آب مىآورد « 1 » پس مفاد روايات مزبور اين نيست كه طالب علم به خدا توكل كند و بدنبال روزى نرود . پس وجه الجمع مزبور هيچ مدركى ندارد . قوله : ثمّ انّه : هر كدام از طلب علم و طلب روزى شرعاً محكوم به چهار يا پنج حكم هستند ( ترديد براى اين است كه : اگر طلب علم يا طلب روزىِ مباح كه فعل و تركشان مساوى باشد ، داشته باشيم پس داراى پنج حكم هستند و گرنه داراى چهار حكم خواهند بود ) پس طلب علم به چهار قسم تقسيم مىشود : 1 - طلب علمى كه واجب است و آن يادگيرى مسائل ضرورى و مورد ابتلاء است 2 - طلب علمى كه مستحب است و آن يادگيرى زايد بر مسائل ضرورى است 3 - طلب علمى كه مكروه است مثل يادگيرى امورى كه بىفايده است 4 - طلب علمى كه حرام است مثل يادگيرى سحر و جادو و . . . ، طلب روزى نيز اين اقسام را دارد : طلب روزىاى كه واجب است و آن براى ضروريّات زندگى است . طلب روزىِ مستحب : تحصيل مال براى توسعه و رفاه زندگى ، طلب روزىِ مكروه ، كفن فروشى و . . . ، طلب روزىِ حرام : تجارت شراب و . . . ، آنگاه وقتى طلب علم با طلب مال با يكديگر تزاحم پيدا كرد و قابل جمع نبود كدام مقدّم است ؟ مرحوم شيخ سه فرض درست مىكنند : 1 - يكى از آن دو و واجب و ديگرى مستحب باشد : مثلًا تحصيل علم واجب است چون براى تعلّم مسائل ضرورى دين است ولى طلب مال مستحب است چون به مقدار تأمين نياز ، ثروت دارد و مىخواهد زيادتر داشته باشد و در رفاه باشد . يا به عكس آن
--> ( 1 ) . شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ، ج 1 ، ص 22 .