على محمدى خراسانى

495

شرح مكاسب (فارسى)

و گويا هر كدام را جداگانه مورد معامله قرار داده است . 3 - ظرف و مظروف را با هم به مبلغى ( 15 دينار مثلًا ) مىفروشد آن هم به اين نحو كه از قرار هر كيلو يا پيمانه‌اى يك دينار باشد و منظورش مظروف تنها نيست بلكه ظرف و مظروف با هم است و در برابر هر رطلى از مجموع دينارى باشد در اينجا اگر بعداً معلوم شد كه ظرف مال ديگرى بوده و نياز به تقسيط ثمن بود شهيد ثانى در مسالك اين گونه فرموده‌اند : ظرف تنها را قيمت مىكنند ( يك دينار مثلًا ) و نسبت آن را به مجموع ( 5 / 1 دينار ) مىسنجند و به همان نسبت از ثمن كم مىشود يعنى 15 / 1 يا در مثال شيخ در متن 5 / 1 مثلًا ، ولى مرحوم شيخ همين فرض را دو صورت درست مىكنند : 1 - گاهى ظرف و مظروف را يكى مىكنند و ظرف را جدا حساب نمىكنند بلكه كّان آن‌هم از جنس مظروف دانسته و به قيمت مظروف حساب مىكنند در اين صورت طريقهء شهيد صحيح است . 2 - و گاهى يك دينار در مقابل مجموع مركب از ظرف و مظروف قرار مىگيرد بگونه‌اى كه مقدارى در برابر مظروف يك كيلو و مقدارى در برابر ظرفش در اينجا وضع فرق مىكند زيرا ممكن است قيمت ظرف همان يك دينار در مثال ما يا 5 / 1 در مثال شهيد باشد و ممكن است قيمت ظرف دقيقاً به اندازه قيمت روغن باشد در اينجا نبايد 5 / 1 ثمن را به صاحب ظرف داد و طريقهء تسقيط اين نيست بلكه بايد 2 / 1 ثمن المسمّى يعنى 5 / 7 دينار از پانزده دينار به او بدهيم . و با اين تفصيل ، صور مسأله چهار صورت مىشود .