على محمدى خراسانى

460

شرح مكاسب (فارسى)

3 - نوع روايات از جهت ديگرى از ما نحن فيه اجنبى هستند زيرا بحث ما در ضميمهء معلوم المقدار به مجهول المقدار است و نوع روايات موردش از نوع ضميمهء مجهول به مجهول است ، بيان مطلب : در روايت سماعه كه سخن از ضميمهء شير در پياله بود خود شير مكيل يا موزون است و مقدار شير موجود در پياله معلوم نيست و وقتى مجهول بود بيع خود ضميمه جايز نيست تا چه رسد به ضميمه كردن آن به مجهول ديگر كه مجوّز بيع مجهول ديگر باشد . و روايت كرخى هم كه سخن از ضميمه پشم به حمل بود خود پشم‌ها مقدارش مجهول است و بيعش فى نفسه جايز نيست پس چگونه مصحّح بيع مجهول ديگرى باشد ؟ و روايت اسماعيل هاشمى همچنين بود زيرا آن خراجى كه معلوم الحصول است مقدارش چقدر است ؟ نمىدانيم و باز ضمّ مجهول به مجهول است . و مثل سه حديث مذكور است سه روايت ديگر يعنى دو روايت بزنطى و ابو بصير و روايت معاوية بن عمّار : امّا دو حديث : در يكى سخن از ضميمهء چيزى از ماهى نيزار بود و در ديگرى سخن از ضميمه كفّى از ماهى بود در حالى كه مقدار خود اين كفّ معلوم نيست زيرا ماهى موزون است و بايد وزنش معلوم باشد كه نيست و ضمّ مجهول است ( و لذا كه موزون است ربا بردار است و بيع ماهى به ماهى با زياده ربا است ) و اگر بگوئيد : پس چگونه امام عليه السلام بيع ماهيهاى نيزار را با اين ضميمه و بدون وزن كردن تجويز كرده ؟ آيا اين دليل بر موزون نبودن نيست ؟ جوابش اين است كه خير منافاتى ندارد كه اصالةً موزون باشد ولى در اثر كثرت و زيادى ، وزن لازم نباشد و مشاهده و حدس كافى باشد همانگونه كه قبلًا در قطعهء بزرگ آهن گفتيم كه چون وزن كردنش دشوار است ساقط مىشود و مشاهده كافى است ولى آهن كم و ناچيز را بايد وزن كرد و روايت معاويه هم كه ظاهرش بيع خود نيزار بود و به وسيله دو روايت مذكور توجيه شد و حكم آن دو را دارد . قوله : فتأمل : شايد اشاره به اين باشد كه : ماهى پيش از زهاق روح موزون نيست و پس از آن از لحوم مىشود و موزون است نه قبل از آن تا بگوئيد مجهول المقدار است . ولى پاسخ اين است كه بالاخره قبل از مردن ولو موزون نباشد ولى معدود كه هست و عددش را نمىدانيم و از اين حيث مشكل داريم .