على محمدى خراسانى
459
شرح مكاسب (فارسى)
خواهد رسيد يا نه « 1 » باز سخن از انضمام معلوم به مجهول است . قوله : و ظاهر الاخيرين : مرحوم شيخ به مجموع روايات مذكور چهار اشكال دارند و بر همين اساس قول سوّم را ردّ مىكنند : 1 - برخى از روايات مذكور از مسألهء ما اجنبى است ، بيان مطلب : چنان كه در آغاز اين مسأله عنوان شد دو مسأله داريم : يكى انضمام معلوم الوجود و الحصول ( كه يقين به وجود و حصول آن داريم ) به مجهول التحقّق و الحصول ( كه وثوق به حصول آن نداريم ) است نظير عبد آبق كه مجهول الحصول بود و به ضميمهء چيزى كه معلوم الحصول باشد بيعش جايز بود . و ديگرى انضمام معلوم المقدار و الوصف به مجهول المقدار و الوصف است ( پس از اين كه هر دو معلوم الوجود هستند . ) حال مورد بحث ما از نوع ثانى است در حالى كه سه روايت از هفت روايت مربوط به مسألهء اوّل است و از ما نحن فيه خارج است . بيان مطلب : در روايت موثّقهء سماعه فرمود : مقدارى شير را در پيالهء مخصوصى دوشيده و آن را ضميمهء شير در پستان كرده و مىفروشد و اگر شير در پستان نبود ( كه سخن از نبودن و جهل به حصول و عدم و ثوق به وجود است ) ثمن در قبال همان شير موجود در ظرف خواهد بود ، و در روايت كرخى هم سخن از ضميمه پشمها به حمل بود كه بعدش فرمود : اگر حملى نبود ( باز سخن از جهل به اصل وجود است ) تمام ثمن در قبال پشم است . و در روايت اسماعيل هاشمى هم سخن از ادراك و معلوم الوجود بودنِ يكى از خراجها بود ولو بقيّه معلوم الحصول نباشند . و اينها از بحث ما خارج است . 2 - در خصوص روايت كرخى كسى به ظاهرش عمل نكرده است زيرا عدّهاى كه اصلًا بيع پشم گوسفند قبل از چيدن آن را تجويز نكردهاند و عدّهاى هم كه جايز دانستهاند با ضميمهء به حمل كه مورد حديث بود تجويز نكردهاند پس احدى از فقهاء به ظاهر حديث فتوى نداده است « و كلّما ازداد صحّة ازداد وهناً »
--> ( 1 ) . وسائل الشيعه ، ج 12 ، ص 264 حديث چهارم از باب 12 .