على محمدى خراسانى

453

شرح مكاسب (فارسى)

چند بار سوراخ كرده‌اند ولى هنوز موجب نقصان ماليّت نشده ولى اين مشترى اخير كه سوراخ كرد سبب نقصان ماليّت شد ، در هر حال چه كسى ضامن اين نقص و عيب است ؟ مىفرمايد : مسأله مبتنى بر ضمان مقبوض با لسوم است يعنى كسى كه جنسى را از صاحبش مىگيرد و براى بررسى آن در اطرافش دقّت مىكند و از دست او مىافتد و مىشكند آيا مشترى ضامن است يا بايع ؟ ما نحن فيه مبتنى بر اين بحث است هر كسى در اين مسأله مشترى را ضامن دانست در ما نحن فيه هم مشترى ضامن است و هر كس بايع را ضامن دانست اينجا هم نقص و ضرر به بايع مىخورد البته بهتر آن است كه خود بايع كيسه را سوراخ كند و سوزن را فرو ببرد و . . . سپس نخ را به مشترى دهد تا او استشمام كند و صحبت از ضمان مشترى هم نباشد . علّامه ره فرموده : مرواريد داخل صدف را نمىشود فروخت « 1 » ( زيرا غررى است و اصل وجود آن محرز نيست ، و بر فرض اصل وجود ، صحّت و عيب آن محرز نيست و بر فرض احراز ، خصوصيّات زايد بر وصف صحّت مجهول است ) و شيخ هم تصديق مىكند . و نيز علّامه صريحاً فرموده : تخم مرغى كه هنوز در شكم مرغ است نتوان فروخت چون معامله غررى است ( مشترى علم به صحت و فساد آن ندارد و بر فرض احراز آن علم به خصوصيات تخم مرغ از لحاظ كوچكى و بزرگى ندارد ) مرحوم شيخ هم تحسين مىكند و يك حاشيه مىزند كه اگر مرغ داراى عادت است و معمولًا تخمهاى بزرگ مىگذارد ، همين كافى است و بدين وسيله رفع غرر مىشود و بيش از آن لزوم ندارد .

--> ( 1 ) . همان .