على محمدى خراسانى
448
شرح مكاسب (فارسى)
3 - حيوانى را فروخت به عنوان اينكه گوسفند است سپس معلوم شد خوك بوده باز قطعاً باطل است . و ما نحن فيه هم مورد چهارمى براى اين قبيل است كه تخم مرغى را فروخته و خيال مىكرد ماليّت دارد بعداً معلوم شد كه ماليّت ندارد كه باز هم قطعاً باطل است . ايراد سوّم : در پايان كلام جواهر آمده بود : « لكنّه قد يمنع بعدم خروجه عن الماليّة و ان لم يكن له قيمة » يعنى مبيع فاسد ماليّت دارد و از ماليّت خارج نشده امّا قيمت و ارزش ندارد ، شيخ مىفرمايد : جمع ميان ايندو را من نفهميدم ! اين جمع ميان متناقضين است ، مگر مراد جواهر از ماليّت همان ملكيّت باشد كه با قيمت نداشتن هم جمع مىشود به بيانى كه مكرّر گذشت . ايراد چهارم : در كلام صاحب جواهر سخن از ارش مستوعب ( ارشى كه تمام ثمن را در بر مىگيرد ) بود و فرمودند : صحّت معامله منافاتى با اخذ جميع ثمن به عنوان ارش ندارد . مرحوم شيخ مىفرمايد : تصوّر ارش مستوعب خالى از اشكال نيست زيرا ارش ( كما سيأتى فى الخيارات ) تفاوت قيمت صحيح و معيب را مىگويند ، يعنى متاع اگر سالم باشد قيمتى دارد و اگر معيوب باشد قيمت كمترى دارد و ما به التفاوت آن دو را ارش گويند . و اين در فرضى است كه معيوبش هم داراى قيمتى باشد و بخشى از ثمن براى بايع بماند و بقيّه را به مشترى برگرداند . و ارش مستوب خلاف اصطلاح است و قبولش مشكل است . تنها در كلام علّامه در سه كتاب تذكره « 1 » و تحرير « 2 » و قواعد « 3 » سخن از ارش مستوعب به ميان آمده آن هم در رابطه با اين فرع كه : عبدى بر كسى جنايتى وارد كرده و بدنبال آن مولاى عبد او را به مشترى فروخته و وى نسبت به جنايت عبد جاهل بوده سپس متوجّه شد كه اين عبد متعلّق حقّ مجنىٌّ عليه است و آنان مىتوانند اين عبد را استرقاق كنند در اينجا مشترى مىتواند معامله را فسخ كرده و كلّ ثمن را استرداد كند و يا
--> ( 1 ) . تذكرة ، ج 1 ، ص 540 . ( 2 ) . تحرير ، ج 1 ، ص 185 . ( 3 ) . قواعد ، ج 1 ، ص 146 .