على محمدى خراسانى
441
شرح مكاسب (فارسى)
سايهء اختبار . ) در كجاها ظاهر مىشود ؟ مرحوم شيخ در پاسخ دو ثمره ذكر مىكنند : 1 - ثمرهء خود شيخ اعظم : نسبت به ترتّب آثار مالكيّت مشترى بر ثمن ، ثمره ظاهر مىشود ( مشترى متاع فاسدى خريد و بعد از مدّتى كه تصرّف كرد و تخم مرغ را مثلًا شكست فهميد كه فاسد است در اين فاصله فروشنده با پولى كه از مشترى گرفته بود متاعى خريد و خيلى سود برد ، سپس مشترى فهميد كه مبيع فاسد بوده در اينجا بنابر قول مشهور معامله از اوّل باطل بوده و ثمن در ملك مشترى باقى مانده بود و بايع كه با آن متاعى خريده معاملهاش فضولى است و منوط به اجازهء مالك اصلى يعنى مشترى است كه اگر اجازه كرد متاع با همهء سودش به مشترى مىرسد و اگر ردّ كرد باطل مىشود . ولى بنابر قول شهيد معامله تا لحظهء تبيّن فساد صحيح بوده و ثمن ملك بايع شده بود و با پول خودش متاعى خريده و لذا سودى كه برده ملك خود او است و ربطى به مشترى ندارد . البته به شكل ديگر هم اين ثمره را مىتوان بيان كرد و آن در فرضى است كه ثمن نقد رايج نباشد بلكه جنس باشد مثلًا گوسفندى داده و مبيع فاسدى گرفته و تا زمان اختبار مدّتى گذشته و بايع از حيوان استفاده كرده و شيرش را خورده و . . . كه بنابر قول اوّل بايد از عهدهء منافع و نمائات برآيد و بدل آنها را به مشترى بدهد و بنابر قول دوّم مال خودش بوده و استفاده كرده و ضامن نيست . 2 - ثمرهاى كه شهيد اوّل در دروس « 1 » و لعمه « 2 » بيان كرده : اگر فرض كنيم كه مشترى پس از معامله ، مبيع فاسد را از مكان معامله به مكان ديگرى منتقل كرده و در آنجا اختبار و تصرّف كرده و به خراب بودن آن پى برده ولى بابت اين نقل و انتقال مخارجى را متحّمل شده و كرايه پرداخت كرده است ، در اينجا بنابر قول مشهور اين مخارج به عهدهء بايع است و مشترى حق دارد به او رجوع كند و از او مطالبه كند ولى بنابر قول شهيد حقّ رجوع به بايع ندارد چرا كه مبيع ملك خودش بوده و مال خود را منتقل كرده و براى نقل متاع خويش كرايه داده و به ديگرى مربوط نيست . ( مرحوم شيخ هم اين ثمره را قبول دارند ولى دو قول ديگر هم در رابطه با اين ثمره نقل مىكنند : )
--> ( 1 ) . دروس ، ج 3 ، ص 198 . ( 2 ) . لمعهء دمشقيّه ، ص 114 .