على محمدى خراسانى

429

شرح مكاسب (فارسى)

اشتراط الوصف او السلامة من العيوب اشاره به برداشت شيخ اعظم از كلمهء برائت از عيوب است كه قبلًا ذكر شد . ) مفهوم كلام اين است كه : در ما لايفسده الاختبار ذكر اوصاف كافى نيست و حتماً بايد اختبار صورت بگيرد . ( به ديگر سخن : اصل اوّلى در اين گونه از اشياء كه طعم و رائحهء آنها مقصود مىباشد ، اختبار است و اگر ميسور نبود نوبت به ذكر اوصاف مىرسد و در لا ما يفسده الاختبار چنين چيزى ممكن است پس جاى ذكر اوصاف نيست . قوله : فينبغى : حال چه بايد كرد ؟ اين جماعت بر خلاف مشهور مىگويند : اختبار لازم است و ذكر اوصاف كافى نيست در حالى كه به عقيدهء ما فرقى ميان اختبار و ذكر اوصاف وجود ندارد زيرا هدف رفع غرر است كه با هر دو حاصل مىشود پس چرا اين حضرات از ذكر اوصاف فرارى هستند و معيّناً امتحان كردن را شرط صحّت بيع مىدانند ؟ شيخ اعظم براى توجيه كلام بزرگان مىفرمايد : سزاوار است گفتار آنان را بر اشيائى كه داراى اوصاف منضبط نيستند حمل كنيم و بگوييم : در اين دسته از اشياء اينان اختبار را شرط مىدانند زيرا كه ذكر اوصاف رافع غرر ( امّا در اوصاف منضبط اين حرف را نمىزنند . ) و ظاهر اين است كه اين كلام را در خصوص اوصافى كه زايد بر وصف صحّت باشد مطرح مىكنند و گرنه نسبت به اوصافى كه سلامت جنس بر آنها مبتنى است ( شيرينىِ شيره ، ترشىِ سركه ، معطّر بودن گلاب و . . . ) اين حرف را نمىزنند كه اختبار لازم است و ذكر اوصاف كافى نيست . زيرا در اين بخش نوعاً به بنا گذارى بر سلامت هم قناعت مىشود تا چه رسد به توصيف و ذكر اوصاف . قوله : الّا انّ : استثناى از والظاهر . . . است : گرچه ظاهر اين شد كه مراد ، اوصاف زايد بر وصف صحّت باشد ولى اينكه جماعت مزبور حكم به لزوم اختبار را اختصاص داده‌اند به اشيائى كه اختبار مفسد آنها نيست ، به منزلهء شاهدى است بر اينكه مراد به اوصافى كه اختبار مفسد آنها نيست ، وصف صحّت و سلامت است چنان كه در مقابلش مراد از ما يُفسده الاختبار ( مثل تخم مرغ ، خربزه و . . . ) نيز همين اوصاف است غالباً ( و نادراً ممكن است غير آن باشد ) و مؤيد مطلب ، فتواى قاضى ابن براّج است كه فرمود : مشترى حق الخيار دارد ( و