على محمدى خراسانى

335

شرح مكاسب (فارسى)

معامله بدون تقدير و با مشاهده و حدس معامله مىكنند ( فرض كنيد تقدير يا كيل و وزن را نوعى وقت كشى مىدانند و مىخواهند هر چه زودتر جنس را به بازار ببرند و سود كلانى بدست آورند و يا به هر دليل ديگر ، تن به تقدير نمىدهند ) چنين عادتى ارزش ندارد و ملاك نيست و بلكه بايد با آن مخالفت كرد زيرا آن همه نواهىِ شرعيّه كه از بيعهاى غررى و جزافى منع كرده منظورش همينگونه موارد است و ردّ بر اين گونه افراد است و براى جلوگيرى از هر گونه نزاعى از اين بيوع منع كرده است و براى نمونه چند مورد را مىآوريم : 1 - در شرع مقدّس از بيع ملا قيح يعنى حملى كه در شكم گوسفند يا گاو و شتر است منع شده چون غررى و خطرى است . 2 - از بيع مضامين يعنى نطفهء حيوان نَر و آنچه در صلب او است منع شده چون جهالت دارد . 3 و 4 و 5 - از بيع ملامسه و منابذه و حصات نهى شده چون بنابر يك تفسير ، اين معاملات غررى است و آن اين است كه در متن معامله مبيع را تعيين نكنند و پس از معامله با لمس كردن يا پرتاب كردن يا اصابت سنگريزه تعيين كنند . ( تفسير ديگر هم اين است كه به نفس لمس كردن يا پرتاب كردن يا القاء سنگريزه معامله كنند « مثل معاطات كه به نفس داد و ستد معامله مىكنند » كه اين فرض از بحث ما خارج است و غررى نيست ولى خود اين معامله اشكال دارد . ) 6 - ميوهء درختان قبل از آنكه بروز و ظهور پيدا كنند ، از بيع آنها منع شده چون غررى است ، 7 - از بيع سلم بدون تعيين وزن نهى شده . 8 - از بيع نسيه بدون تعيين مدّت نهى شده و . . . كه تمام اينها براى جلوگيرى از معاملات غررى و جزافى است كه نوعاً منجر به اختلاف و كشمكش مىشود . قوله : و الى بعض : روايت مفصلى از على بن ابراهيم بن هاشم نقل شده كه در فرازى مىگويد : در مكيل و موزون فقط عرف عام ملاك است و عرف خاص ارزشى ندارد . سپس توضيح مىدهد : اگر گروهى گوشت را با كيل معامله مىكنند ، گردو را با كيل معامله مىكنند اين ملاك