على محمدى خراسانى
295
شرح مكاسب (فارسى)
1 - چهار روايت ديگر كه ذكر شد و خالى از اشكال بود . 2 - حديث نبوى مشهور . 3 - روايات ديگرى كه ما نياورديم ولى مشير به مطلب ما است چون در آن روايات سائل اصل اين حكم را ( علم به مثمن ) مسلّم و مفروغ عنه گرفته و سراغ كمّ و كيف قضيّه رفته است « 1 » 4 - تقرير امام عليه السلام : روايتى است كه بعداً خواهد آمد و در مورد خريد و فروش گردو است كه ذاتاً معدود است و با شمردن بايد معامله شود ولى چون گردوها زياد است و شمارش آنها مقدور نيست را وى گويد : ما اين كار را مىكنيم : ظرفى را پراز گردو كرده آن را مىشماريم و سپس با همان ظرف پيمانه حساب مىكنيم و هر پيمانه را به تعداد اوّلى حساب مىكنيم . امام فرمود : اشكال ندارد . « 2 » كه سائل اصل لزوم شمارش را در معدودات مسلّم گرفته و سؤال از فرض تعذّر كرد و امام عليه السلام هم ردع نكره و با سكوتش آن فرض مرتكز در ذهن سائل را امضاء كرد . پس يا بايد شمردن باشد و يا اگر متعذّر شد بايد با پيمانه كردن باشد تا رفع غرر شود و گرنه معامله اشكال دارد . 5 - شهرت محصَّله كه خود ما تحصيل كردهايم و در اوّل مسأله قبل يعنى علم به ثمن ذكر كرديم 6 - اجماعات منقولهاى كه در آغاز همين مسأله آورديم . مجموع اينها ما را بس است و اعتبار علم به مقدار مثمن را براى ما ثابت مىكند . قوله : ثمّ انّ : مقدّمه : در موارد مختلفى در فقه و اصول سخن از ظنّ شخصى و ظنّ نوعى در ميان است : مثلًا در اصول در باب حجيّت ظواهر به مناط افادهء ظنّ اين بحث مطرح است كه آيا مناط افادهء ظنّ شخصى و فعلى است يعنى هر خبر ثقهاى كه براى شخص فلان مجتهد فعلًا مفيد ظن بود ارزش دارد و هر خبرى اين گونه نبود ارزش ندارد ؟ يا مناط ظنّ نوعى و شأنى است يعنى اگر خبرى شأنيّت آن را داشت كه براى نوع مردم گمان آور باشد
--> ( 1 ) . وسائل الشيعه ج 12 ، باب 5 ص 254 به بعد . ( 2 ) . وسائل الشيعه ج 12 ، ص 258 . باب 7 حديث اوّل .