على محمدى خراسانى
293
شرح مكاسب (فارسى)
معامله كنى و بگوئى : فلان مبلغ به شما سود مىدهم اين طعامها را به من به فروش و راضى به كيل يا وزن او باشى . « 1 » ( پس يا بايد با كيل و وزن خريدارى كنى و يا به كيل و وزن فروشنده اعتماد كنى و او را امين شمرده و تصديقش كنى تا رفع غرر شود و جز اين راه ديگرى نيست . ) شيخ مىفرمايد : دلالت اين روايت بر اينكه در مكيل و موزون كيل و وزن لازم است و از اين طريق بايد علم به مثمن پيدا شود ، از حديث قبلى دلالتش واضحتر است . ( زيرا اشكالهاى حديث قبل را ندارد . ) روايت سوّم : روايت ابان از محمد بن حمران : به امام صادق عليه السلام عرض كردم : ما طعامى را خريدارى كرديم و صاحب طعام معتقد است كه كيل كرده و ما او را بر اين اخبارش تصديق كرديم و به كيل او اخذ كرديم ( آيا اين صحيح است ؟ ) امام فرمود : مانعى ندارد . عرض كردم : خود من كه به اخبار بايع قبلى اعتماد كردهام آيا مىتوانم به مشترىِ ديگر بدون كيل و با اعتماد بر كيل اسبق بفروشم ؟ حضرت فرمود : خير تو حق ندارى بفروشى مگر كيل كنى و با كيل بفروشى « 2 » ( دلالت اين روايت هم مثل روايت قبل است كه يا بايد با كيل معامله شود و يا با اعتماد بر كيل فروشنده تا غرر مرتفع شود . ) روايت چهارم : فحوا و اولويّت مفهوم روايت ابى العطارد : عرض كردم : يك كرّ يا دوكرّ ( هر كرّ شصت قفيز و هر قفير هشت كيل و هر كيل يك و نيم من مىباشد كه در مجموع به هفتصد و بيست من بالغ مىشود . ) از انبار خارج مىكنم ( پس خودم كيل و پيمانه كردهام و مقدار را مىدانيم كه يك يا دو كرّ است . ) آنگاه مردى به من مىگويد : اين طعام را با همان كيل و پيمانه به من به فروش ، ( چه حكمى دارد ؟ امام عليه السلام فرمود : اگر مشترى تو را امين شمرده و به تو اعتماد كند مانعى ندارد . « 3 » ( اين يك جملهء شرطيّه است كه منظوقش ذكر شد و مفهوم شرط آن است كه : اگر مشترى به وكيل تو اعتماد ندارد و تو را امين نمىداند معامله اشكال دارد . و فحواى اين
--> ( 1 ) . وسائل الشيعه ، ج 12 ، ص 257 ، باب 5 ، حديث 7 . ( 2 ) . وسائل الشيعه ، ج 12 ، ص 256 ، باب 5 ، حديث 4 . ( 3 ) . وسائل الشيعه ج 12 ، ص 257 ، باب 5 حديث 6 .