على محمدى خراسانى
24
شرح مكاسب (فارسى)
مسالك « 1 » ادعّاى اجماع كردهاند و علاوه بر اجماع ، اخبار فراوانى داريم كه يا مستفيضه هستند ( از سه خبر متجاوز است ) و يا به قول بعضىها : از متواترت هستند و از آنها استفاده مىشود كه اين اراضى ملك پيامبر صلى الله عليه و آله و امام است و در ادامه به برخى از اين اخبار اشاره خواهيم كرد . آرى در زمان غيبت براى ديگران ( قدر مسلّم براى شيعيان ) تصرّف در اين اراضى مباح است و مىتوانند آنها را آباد و احياء كنند و از آنها استفاده كنند و نيازى به عوض و خراج هم نيست يعنى مجّانى از آنها استفاده مىكنند . قوله : و عليه يحمل : گويا كسى به مرحوم شيخ اشكال مىكند به اينكه : شما فرمويد : زمين موات بالاصالة از انفال و ملك امام عليه السلام است در حالى كه دو روايت از طريق عامّه از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل شده كه ظاهرش خلاف حرف شما را دلالت دارد يعنى مىگويد : زمينهاى باير ملك همهء مسلمين است ( نه ملك امام عليه السلام ) و آن دو روايت عبارتند از : 1 - رسول خدا فرموده : مَوَتانُ الارض ( كلمهء مَوِتان بروزن حَيَوان و ضدّ آن است كما اينكه ميّت ضدّ حىّ است و مَوَتان مصدر دوّم از ماتت الارض مواتاً و مَوَتاناً است . ) يعنى اراضىِ باير و موات مال خدا و رسول خدا است ، سپس ( يعنى پس از من ) اين اراضى براى شما مسلمانان است از ناحيهء من « 2 » ( اين كلمه مورد بحث است كه آيا ملك مسلمين بودن يك حكم شرعىِ الهى است يا يك تفويض مالكى است و پيامبر به عنوان مالك اين اراضى آنها را به مسلمين تمليك كرده و به آنها اين اجازه را داده است ؟ ) 2 - رسول خدا فرموده : عادىّ الارض ( منظور همان اراضىِ باير است ولى مرحوم شهيدى فرموده : قال ابن ابى جمهور : عادىّ منسوب الى عادبن شداّد الّذى ملك الدنيا كلّها و التقدير : كل ارض لم تعمر من زمانه فهو للّه و لرسوله . « 3 » ) يعنى زمينهاى باير مال خدا و رسول خدا است و پس از من اين اراضى مال شما است از طرف من . « 4 » كيفيت استشهاد : در هر دو روايت كلمهء « لكم » دارد كه با لام اختصاص و ملكيّت
--> ( 1 ) . مسالك الافهام ، ج 12 ، ص 391 . ( 2 ) . مستدرك الوسائل ، ج 17 ، ص 111 ، باب اوّل از ابواب احياء موات حديث دوّم . ( 3 ) . هداية الطالب ، ص 341 . ( 4 ) . مستدرك الوسائل ، ج 17 ، ص 112 ، حديث پنجم .