على محمدى خراسانى
23
شرح مكاسب (فارسى)
قوله : و غيرها : يعنى غير از مرسلهء حمّاد از روايات ديگر ( از قبيل صحيحهء حلبى و روايت ابى برده و ابن شريح كه بعداً خواهد آمد . « 1 » ) قوله : و حيث جرى : حال كه سخن از برخى اقسام زمينها ( زمين وقفى ، زمين مفتوحةُ عنوةً ) به ميان آمد و بر بيان و بنان جارى گشت مناسب است اشارهاى گذرا به اقسام زمينها و احكام هر قسم در فقه داشته باشيم ، فنقول : بطور كلّى زمين يا موات و باير است و يا عامر و آباد و دائر است و هر كدام هم يا بالاصالة و از روز اوّل موات يا عامر بودهاند و يا بعداً موات بودن يا آباد بودن بر آنها عارض شده يعنى آباد بود و حالا موات شده يا موات بود و حالا آباد شده ، مجموع چهارم قسم شد ، و قسم پنجم ندارد ( يعنى تقسيم انحصارى است و امرش دائر ميان نفى و اثبات است و امكان قسم ديگر نيست ، نه اينكه استقرائى باشد ) قوله : الاوّل : قسم اوّل از اقسام چهارگانهء زمين عبارتست از زمينهايى كه بالاصالة موات و باير هستند و منظور از بالاصالة آنست كه : از روز اوّل موات بوده و سابقهء عمران و آبادى ندارد ( البته مراد اين نيست كه از روز اوّلِ خلقتِ كرهء زمين ، فلانجا موات بوده تا حالا ، چرا كه اين را از كجا بدست آوريم ؟ ! با استصحاب قهقرى هم كه چيزى ثابت نمىشود مگر استصحاب عدم حدوث عمارت به نحو استصحاب عدم ازلى باشد كه حجيّت آن اختلافى است . پس منظور اينست كه : از زمانى كه اين زمين را ديدهاند همچنان موات بوده و از كهنسالان هم اگر بپرسيم مىگويند : ما از وقتى يادمان هست اين زمين موات بوده است . ) حكم اين زمين : اين زمين از انفال است ( اموال امام عليه السلام به عنوان منصب امامت ) و به اجماع فقهاى اماميّه اين اراضى ملك امام عليه السلام است و عدّهء كثيرى از فقهاء از قبيل : شيخ طوسى در خلاف « 2 » ابن زهره در غنيه « 3 » و محقّق ثانى در جامع المقاصد « 4 » و شهيد ثانى در
--> ( 1 ) . آدرس قبلى روايات باب . ( 2 ) . خلاف ، ج 3 ، ص 525 ، مسأله 3 . ( 3 ) . الغنيه ، ص 293 . ( 4 ) . جامع المقاصد ، ج 7 ، ص 9 .