على محمدى خراسانى

122

شرح مكاسب (فارسى)

قوله : و هو ظاهر : ظاهر تعبير مشهور نيز با وجه ثانى يعنى عدم جواز بيع سازگار است ، زيرا در عباراتى كه قبلًا از آنها نقل شد فرمودند : اگر عين موقوفه خراب شود بيعش جايز است ولى نه هر خراب شدنى بلكه خراب شدنى كه لا يُجْدى نعفاً يعنى هيچ فايده‌اى به حال بطون نداشته باشد ، كه اين تعبير مفيد عموم است زيرا « نفعاً » نكره در سياق نفى است و منظور اين است كه : هيچ فايده‌اى نداشته باشد و صد درصد از قابليّت انتفاع ساقط شود و اين با صورت اوّل مىسازد و صورت دوّم را شامل نيست ، پس از نظر مشهور صورت دوّم استثناء نشده است و بيع وقف در اين فرض جايز نيست . قوله : و قد تقدّم : در تأييد ظاهر كلام مشهور مىگوييم : از جملهء عبارت فقهاء كلام علّامه در تحرير بود كه صريحاً فرمود : اگر منزل وقفى منهدم شود باز عرصه و زمين آن از وقف بودن خارج نمىشود و بيع آن جايز نيست . ( در حالى كه عرصه كلّاً از حيّز انتفاع نيفتاده و داراى منفعت نادر و غير معتّده‌اى هست . ) قوله : اللّهم : گرچه كلام مشهور ظهور در صورت اوّل داشت و ما نحن فيه ( صورت ثانى ) را شامل نبود ولى قابل توجيه است و مىتوان كلام مشهور را بر معنايى حكم كرد كه شامل اين صورت نيز بشود و آن اينكه : منظور مشهور از « لا يُجدى نفعاً » اين است كه : لا يُجدى نفعاً عرفاً يعنى از نظر عرف و عقلاء مفيد فايده نباشد يعنى منفعت معتّده نداشته باشد ( نه اينكه به دقّت عقلى بىفايده باشد ) اگر مراد اين بود ، صورت ثانى را هم مىگيرد و نزد مشهور بيعش جايز است . البتّه منفعت معتّده و غير معتّده داشتن در هر چيزى به حَسَبِ همان چيز است فى المثل : حمامّ موقوفه‌اى بود و سالانه صد دينار براى موقوف عليهم فايده داشت كه اجاره مىدادند و اين مبلغ را دريافت مىكردند ، ولى حالا كه مخروبه شده زمين آن را حدّاكثر به پنج يا ده درهم كه يك صدم اجارهء حمامّ است اجاره مىكنند آن هم نه هر كسى بلكه بعضى اشخاص براى برخى از اغراض شخص و جزئى ، مثلًا آنجا را اجاره مىكند كه زباله‌ها يا خاكسترهاى منزلش را در آن مكان قرار دهد و . . . در اينجا با اينكه ده درهم