على محمدى خراسانى

101

شرح مكاسب (فارسى)

بسازند يا شيشه‌اى خريدارى كنند و در مسجد به كار بگيرند . و بعضىها ضمان را تقويت كرده‌اند ( و از باب احتياط حكم به ضمان نكرده‌اند بلكه ادلّهء ضمان نزد اينها قوىّ است . ) قوله : اذا عرفت : از اوّل مسألهء وقف تا به حال مطالبى عنوان شد ( ابتدا به حكم اجماع و اخبار حكم به عدم جواز بيع وقف كرديم ، سپس اقوالى را در مسأله فهرست كرديم ، سپس عبارات فقهاء را آورديم ، سپس تقسيم بندى كرديم و وقف مؤبد و منقطع درست كرديم و مؤبّد هم تحريرى و تمليكى داشت و . . . ) حال كه با اين مطالب آشنا شديد مىگوييم : امّا وقف تحريرى به هيچ وجه بيعش جايز نيست . و امّا وقف تمليكى چه تمليك بر فرد خاصّى باشد مثل زيد و اولاد زيد نسل به نسل و چه وقف بر عنوان كلّىِ علماء و طلاب و سادات و . . . باشد و چه وقف بر عنوان عامّ شيعيان يا مسلمين باشد و چه وقف بر مسجد باشد كه چيزى ملك مسجد شود . در تمام اين موارد حكم اصلى عدم جواز بيع است و لكن وقف تمليكى در موارد و صورى بيعش جايز است و فعلًا در صدد بيان اين صُوَرْ هستيم و مجموع ده صورت است : صورت اوّل : عين موقوفه خراب شود ( البتّه مخروبه شدن موضوعيّت ندارد بلكه طريق براى مطلب بعدى است . ) بگونه‌اى كه بكلّى از حيّز انتفاع ساقط شود و به هيچ وجه قابل انتفاع نباشد ( نه منفعت معتّده داشته باشد و نه غير معتّده ، نه نفع غالب و نه نادر ، نه براى بطن موجود و نه بطون بعدى ) البته با فرض بقاء عين موقوفه بر حال خودش قابل انتفاع نيست و فرض ما همين صورت است و گرنه با تبديل آن به عين ديگر قابل انتفاع است و با فرض اتلافِ عين نيز حدّاقلّ براى بطن موجود قابل انتفاع است ولى با حفظ و ابقاءِ آن ، قابل انتفاع نيست . مثلًا گوسفند وقفى روى ضرورت ذبح شده و با بقاء آن بر حال خودش نه تنها انتفاعى حاصل نمىشود ( از شير و بچّه و . . . ) بلكه تضييع مال هم هست ولى با فروختنِ آن مىتوان بجاى آن گوسفند زنده‌اى خريده و از منافعِ آن بهره‌مند شد . و مثل شاخهء فرسوده و غير قابل استفاده يا حصير كهنه و غير قابل انتفاع كه با بقاء اينها هيچ استفاده‌اى از اينها نمىشود ولى با فروش آنها و تبديل به حصير تازه و چوب سالم ، مىتوان در مسير هدف واقف از آنها استفاده كرد . حال در اين صورت كه عين موقوفه