على محمدى خراسانى

73

شرح مكاسب (فارسى)

قوله : مدفوعة : مرحوم شيخ از ادّعاى صاحب جواهر جواب مىدهند : تقدّم مسبّب بر سبب يا مشروط بر شرط ( به معناى حقيقى كلمه ) عقلًا محال است ، و قواعد عقلى تخصيص بردار نيست و اگر چيزى عقلًا محال بود همه جا محال است ، و فرقى ميان موارد شرعى و غير شرعى ندارد ، چنين نيست كه تناقض عقلى محال باشد ولى تناقض شرعى محال نباشد ، هر دو و هميشه محال هستند . و اينكه شما مثالهاى متنوّعى ( 4 مثال ) آورديد ، صرف تكثير امثله كه مشكلى را حلّ نمىكند ، اگر هزار مثال هم بياوريد ، محال محال است و ممكن نمىشود . بنابر اين اگر قبول داريد كه رضايت بعدى شرط است ، بناچار بايد بپذيريد كه : تقدم مشروط بر آن از محالات است و به هيچ وجه ممكن نمىشود . قوله : فجميع : گويا كسى مىپرسد : اگر تقدّم مشروط و شبه مسبّب بر شرط و سبب از محالات است ، پس آن مثالهاى مذكور و امثال آن را چه جواب مىدهيد ؟ مىفرمايد : قانون اين است كه : وقتى عقلًا امرى محال شد ، هر آنچه از ظواهر شرعيّه منافى با اين حكم عقل قطعى باشد به گونه‌اى بايد حلّ و توجيه شود كه با قانون عقلى منافى نباشد و متأخّر بما هو متأخر ، شرط يا سبب نباشد . و توجيه اين است كه بگوييم : در تمام اين موارد يك عنوان انتراعى شرطيّت و سببيّت دارد كه آن عنوان مقارن و همزمان با سبب است نه متأخر از آن مثلًا در مثال اوّل مىگوييم : سبب استحاب غسل وجود خارجى يوم الجمعه نيست تا متأخر شود بلكه سبب عبارتست از : يوم الخميس المتعقّب ليوم الجمعه سبب الغسل يعنى روز پنجشنبه‌اى كه روز جمعه بدنبال آن است سبب استحباب غسل است و عنوان المتعقّب يا الملحوق بيوم الجمعه همزمان با يوم الخميس و وصف مقارن است و مسبّب كه استحباب غسل باشد بدنبال آن است نه پيش از آن . يا در مثال دوّم مىگوييم : اعطاء زكات فطره‌اى كه المتعقّب لهلال شوّال سبب للصحّة يعنى بدنبال دارد هلال شوّال را باز عنوان تعقّب وصف ، مقارن است . يا در مثال سوّم مىگوييم : غسلى كه به دنبال دارد طلوع فجر را ، الغسل المتعقّب لطلوع الفجر شرط لوجوبه ، و در مثال چهارم مىگوييم : الصوم المتعقّب بالغسل اللّيلى صحيح ، پس تمام مثالهاى مزبور به نحوى توجيه شد .