على محمدى خراسانى
514
شرح مكاسب (فارسى)
روايتى از ابن اشيم [ دو گونه ضبط شده : 1 - اشيم بر وزن اكرم 2 - اشيم بر وزن رجيل ] است . اين روايت دربارهء عبدى است كه از طرفى از سوى موالى خود اجازه داشته كه براى آنان تجارت و دادوستد نمايد ، و از طرفى شخص ديگرى مبلغ هزار درهم به او داده كه به نيابت از باذل عبدى را خريدارى كرده و آزاد نموده و با تتمّه هزار درهم او را به مكّه فرستد تا به نيابت از پدر باذل حجّى بگذارد ، عبد مأذون طبق تقاضاى دهندهء هزار درهم عمل كرد و از قضا پدر خودش را كه نزد گروهى ديگر عبد و برده بود خريدارى و آزاد كرد و حج فرستاد ، وقتى كه پدر از حج برگشت سه گروه در مورد اين پدر به نزاع و مخاصمه برخاستند . 1 - موالى عبد مأذون مدّعى هستند : عبد ما با پولى كه ما در اختيارش گذاشته بوديم پدرش را خريدارى كرده و الآن پدر او هم بردهء ما شده است . 2 - موالى پدر عبد مأذون هم مدّعى هستند كه : خود ما نيز مبلغى در اختيار عبد مأذون گذاشته بوديم و با پول ما پدرش را كه عبد ما بود خريده و معامله باطل است و كما كان پدر او عبد ما است . 3 - ورثهء باذل هم مدّعى هستند كه : قبل از اينكه عبد مأذون با هزار درهم بندهاى خريده و آزاد كند پدر ما از دنيا رفته بود و مبلغ مذكور به ارث به ما منتقل شده بود و او با پول ما پدرش را خريده پس پدر او هماكنون بردهء ما است . حال حكم چيست ؟ امام باقر عليه السّلام فرمود : حكم آنست كه : مملوك [ پدر عبد مأذون ] به صاحبان اصلىاش [ موالى پدر ] برمىگردد و بندهء آنان است ، آنگاه دو گروه ديگر [ ورثهء باذل و موالى عبد مأذون ] كه هركدام ادّعائى دارند ، بايد اقامهء شهود نمايند و هر گروهى شاهد اقامه كرد كه با پول آنها اين عبد خريدارى شده ، عبد به او