على محمدى خراسانى

387

شرح مكاسب (فارسى)

به معنائى است كه در اكراه زوجه و . . . وجود دارد كه راه فرار دارد ، خلاصه اينكه : معيار در معاملات نبود طيب نفس است نه رسيدن به حدّ جبر و الجاء و نبودن راه فرار . : قوله : و ان كان : سئوال : آيا اكراه دو معنى دارد ؟ در محرّمات به معناى جبر و الجاء است و در معاملات به معناى عدم طيب نفس است ؟ مىفرمايد : خير اكراه يك معنى بيشتر ندارد ، و متبادر از اكراه همان الجاء و نبود راه فرار است و مكره كسى است كه متمكن از تفصّى نباشد . : قوله : و لذا : در حديث رفع دو فراز آمده : 1 - رفع ما اضطرّوا اليه 2 - رفع ما اكرهوا عليه . و برخى در بيان فرق اضطرار و اكراه گفته‌اند : اضطرار آن مرتبهء عاليه از اكراه است كه به حدّ جبر و الجاء برسد و راه فرارى نباشد ، ولى اكراه مرتبهء نازلتر است يعنى به حدّ الجاء نرسيده و راه فرار دارد . امّا ما اين فرق را قبول نكرده و مىگوئيم : به حكم تبادر مذكور چه اكراه و چه اضطرار هردو به معناى الجاء است با اين تفاوت كه : اضطرار مخصوص الجائى است كه از فعل غير صادر نشود و پاى غير در ميان نباشد مثلا گرسنگى مفرط ، تشنگى غالب ، مريضى و . . . موجب ضرورت اكل ميته و شرب دم و شرب خمر و . . . بشود ، ولى اكراه يا اعمّ از آن است و صورت الجاء به فعل غير را هم شامل مىشود و يا مخصوص فرضى است كه الجاء و جبر از سوى شخص ديگر باشد . : قوله : لكن : پس متبادر از اكراه همه‌جا يك معنى است و لكن عاملى كه ما را وادار نمود تا اكراه در معامله را به معناى عدم طيب نفس بگيريم [ كه وسيعتر از اكراه