على محمدى خراسانى

311

شرح مكاسب (فارسى)

اموالى را به صبّى مىدهد و مىگويد برو با اينها معامله كن ، نفس اين عمل به معناى انشاء اباحه است ، يعنى اى كسانى كه با طفل من معامله خواهيد كرد ، من اين اموال را براى شما مباح كردم ، پس انشاء اباحه وجود دارد و مجرّد رضاى باطنى نيست . : قوله : مدفوعة : مرحوم شيخ مىفرمايد : اين ادّعا باطل است ، زيرا آن انشاء اباحه كه روز اوّل از ولىّ صادر شد ، اباحه براى شخص معيّنى نبود بلكه به شخص غير معلوم بود ، و چنين انشائى موضوعا كه از معاطات بيرون است [ چون در معاطات تعاطى و اعطاء و اخذ يدا بيد معتبر است و اينجا نيست . ] حكما هم معلوم نيست كه حكم اباحه را دارا باشد و سبب اباحهء تصرّف باشد [ قدر متيقن انشاء اباحه براى فرد معلوم و معيّن اين اثر را دارد و نسبت به غير معيّن شك داريم و از اصل عدم استفاده مىكنيم . ] : قوله : و به يفرق : فرق ما نحن فيه [ اذن ولىّ در معاملهء صبى ] با باب ايصال هديه [ كه پدر طفل يا كارفرماى او مالى را به او مىسپارد تا براى فلانى هديه ببرد . ] در همين است كه : در هديه از اوّل شخص خاصّى منظور است و هديه براى او ارسال مىشود و اشكالى ندارد كه بگوئيم : نفس اين دفع مال به صبى به منظور ايصال آن به طرف ، نوعى انشاء اباحه يا تمليك براى شخص خاصّ است . ولى در ما نحن فيه شخص معيّنى منظور نيست و ابهام دارد ، و انشاء اباحه براى فرد مبهم معلوم نيست كه سبب اباحه باشد . كما اينكه اگر ولىّ طفل عبائى را به بچّه داد كه ببرد و به فلانى عاريه بدهد ، باز لا يبعد كه نفس اين دفع مال الى الطفل انشاء عاريه باشد و مستعير حق انتفاع داشته باشد . چون از اوّل انشاء براى شخص معين است .