على محمدى خراسانى

309

شرح مكاسب (فارسى)

مثل المقام ] 2 - مشترى مدّعى اذن و رضايت ولىّ است و لذا از ولىّ و مالك حق خود را مىخواهد و مطالبه مىكند و متقابلا مالك اظهار عدم رضا مىكند يعنى اظهار بىاطّلاعى نموده و مىگويد : من روحم از اين امر خبر ندارد و نمىدانستم بچّه‌ام چنين كارى مىكند تا اجازه بدهم يا نه ، مدّعى جهل به حال است و ساكت است نه اينكه منكر باشد . بازهم امارات مذكور فايده‌اى ندارند . « 1 » تا اينجا سخنان محقّق تسترى به پايان رسيد . [ جمع‌بندى مرحوم شيخ ] : قوله : و حاصله : مرحوم شيخ در يك جمع‌بندى مىفرمايد : حاصل سخنان تسترى آنست كه : در معاطات مناط و مدار اباحه [ كه على المشهور مفيد اباحه است ] بر اين نيست كه حتما دو كس باشند و تعاطى ميان آن دو انجام بگيرد ، يا يك شخص باشد ولى نازل منزلهء دو نفر باشد [ از سوئى به نيابت موجب و معطى باشد و از سوئي به نيابت قابل يا آخذ ] بلكه تمام مناط رضايت طرفين به تصرّف ديگرى در مال او است . و فرقى ندارد كه اين رضايت از چه راهى حاصل شود ؟ از راههاى معمولى باشد كه با دادوستد و مانند آن حاصل مىشود ، يا از راه اتّفاقى و تصادفى كه تصادفا بادى وزيدن گرفت و دو متاع را جابجا كرد و مثلا پول زيد را نزد بكر برد و پارچهء بكر را نزد زيد آورد ، يا چهارپائى چنين كرد [ البته اگر تعليم ديده نباشد . ] و بدنبال اين جابجائى يقين كرديم كه طرفين تراضى دارند ، چه اين احراز تراضى از راه خبر دادن بچّه‌اى باشد يا از راه امارات ديگر مثل نوشته و مانند آن ، تمام اينها نوعى از معاطات بوده و اباحهء تصرّف مىآورد .

--> ( 1 ) مقابس الانوار ، ص 113 ، موضع ششم .