على محمدى خراسانى

267

شرح مكاسب (فارسى)

فرشتگان كراما كاتبين در حقّ او چيزى نمىنويسند ، يعنى نفيا و اثباتا كار او نوشته نمىشود و بر فعل او اثرى بار نيست ، پس كلام و انشاء او هم مثل انشاء نائم ، هاذل ، غافل و . . . بوده و هيچ‌حكم و اثرى ندارد يعنى انشاء او وجودش كالعدم است و معناى بطلان هم همين است كه اثرى بر كار او مترتب نمىشود و سبب نقل و انتقال و ملكيت و زوجيّت و . . . نمىشود و گرنه فرشتگان آن را مىنوشتند و رفع قلم معنا نداشت . دليل چهارم : : قوله : و استدلّوا : دليل چهارم از ادلّهء مشهور براى بطلان عقد صبى رواياتى چند است كه ذيلا به برخى از آنها اشاره مىشود : الف : روايت حمزة بن حمران از امام باقر عليه السّلام : امام فرمود : جارية « دختر بچه » هنگامى كه تزويج شد [ و مردى با او ازدواج كرد . ] و با او آميزش كرد ، و داراى نه سال تمام بود ، حكمش آنست كه : يتيم بودن از او برداشته مىشود ، و اموال او [ اگر به سبب ارث يا مهريه و . . . اموالى پيدا كرده ] به او پرداخت مىشود ، [ صاحب اختيار اموالش مىگردد . ] و امر و فعل اين جاريه جايز و نافذ و ماضى و مؤثر واقع مىشود . يعنى اگر در مال خود تصرّفى كرد و با آن چيزى خريد معامله‌اش صحيح است و بر آن اثر مترتب مىشود . [ مفهوم اين بخش آنست كه : پس اگر به سنّ بلوغ نرسيده باشد امر و فعل او نافذ و كارگر نيست ، و از جملهء امور و افعال او انشائات او است كه بىاثر خواهد بود و هو المطلوب . ] و امّا غلام « پسر بچّه » امر و كار او در بيع و شراء نافذ و گذرا نيست و از يتيم بودن خارج نمىشود تا زمانى كه پانزده ساله شود يا قبل از آن محتلم شود و يا