على محمدى خراسانى
205
شرح مكاسب (فارسى)
دليل دوّم : : قوله : نعم : مشهور براى اثبات اعلى القيم اين گونه استدلال كردهاند : در تمام مدّت از روز ضمان تا روز تلف ، عين مضمونه بود و غاصب يا مشترى ضامن بود و عموم انحلالى على اليد ما اخذت . . . هر روز را شامل مىشد ، و هر روز وى ضامن بود ، و از جملهء روزها همان روزى است كه قيمت عين به اوج رسيده بود آن روز هم على اليد گفت : تو ضامنى و اگر تلف شد بايد قيمت آن روز را هم بدهى . [ منتها منظور اين نيست كه قيمت هر روز را جداگانه بايد بپردازد ، بلكه به شكل تداخلى عمل مىشود يعنى قيمتهاى نازلتر در قيمت عاليتر داخل هستند و عاليتر را كه داد نازلتر هم ادا شده ، چونكه صد آمد نود هم پيش ما است . ] حال كه آن روز هم مشغول الذمّه شد پس بايد قيمت همان روز را بدهد . مرحوم شيخ در جواب مىفرمايند : منظورتان از اشتغال ذمّه و استقرار ضمان آن روز چيست ؟ سه احتمال وجود دارد : 1 - اگر مرادتان اينست كه : در صورتى كه اتّفاقا عين در همان روز ارتفاع قيمت بميرد ، ضامن بايد اعلى القيم [ و در واقع قيمت يوم التلف ] را بدهد ، ما هم قبول داريم ، زيرا هر روزى كه تلف شده بايد قيمت همان روز را بدهد و گرنه تدارك صدق نمىكند [ قبلا هم در بيان اصل اوّلى در ضمان در قيميّات گفتيم . ] ولى فرض اينست كه : آن روز عين تلف نشد تا قيمت همان روز را بدهد . 2 - و اگر مرادتان اينست كه : به مجرّد رسيدن عين به عاليترين درجه از قيمت ، همان اعلى القيم بر ذمّه ضامن مستقر مىشود و بايد آن را تدارك كند مطلقا يعنى چه عين همان روز تلف شود و چه روزهاى بعد كه قيمت تنزّل كرده بود ، و باز چه عين تلف بشود و چه حتى تلف هم نشده ولى قيمت پائين آمده باز