على محمدى خراسانى

187

شرح مكاسب (فارسى)

و ان احببت ان اردّ عليك الذّى اخذته منك ؟ فقلت : لا . سپس مرحوم شهيدى فرموده : و فيه اشعار باستبصار المكارى « 1 » ] [ سه فراز از مورد استشهاد صحيحه ابى ولّاد ] : قوله : و محلّ الاستشهاد : سه فراز از حديث مذكور مورد استشهاد است ، ولى مرحوم شيخ دو فراز آن را قبول دارند و قابل استدلال مىدانند ، لذا از ابتدا به صورت تثنيه مىفرمايند : و محّل الاستشهاد فيه فقرتان . حال هر سه را مطرح مىكنيم : فراز اوّل : وقتى راوى جريان را به عرض امام رساند ، حضرت فرمودند : تو ضامنى ، و وقتى از امام پرسيد : پس علوفه‌اى كه داده‌ام چه مىشود ؟ فرمودند : مالك بدهكار نيست و حق مراجعه و مطالبه ندارى ، چون تو غاصب هستى . و وقتى پرسيد : مگرنه اينست كه : اگر قاطر هلاك مىشد من ضامن بودم ؟ امام فرمودند : « نعم قيمة بغل يوم خالفته » محلّ شاهد همين جمله است . در اين جمله مرحوم شيخ سه احتمال ذكر مىكنند : 1 - عبارت به صورت اضافه باشد ، يعنى كلمهء قيمت به كلمهء بغل و كلمهء بغل به كلمهء يوم اضافه شده : « قيمة بغل يوم » و برحسب قواعد هر مضاف اليه‌اى قيد مضاف خود است ، پس بغل قيد قيمة است و يوم قيد بغل است ، ولى از آنجا كه قيد بغل بودن آن معنا و مفهومى ندارد و قاطر يوم المخالفة مفيد معنى نيست ، پس قيد قيمة و متعلق به او مىباشد [ نظير ضرب زيد يوم الجمعة كه زيد يوم الجمعه لغو است و لذا يوم قيد ضرب است يعنى زدن روز جمعهء زيد . ] آنگاه معناى كلام يا اين است كه : قيمت يوم المخالفة قاطر را ضامنى [ پس در كلام قلب به كار رفته ] و يا اينست كه : قيمت قاطر يوم المخالفة را ضامنى . سئوال : مگر چند قاطر وجود دارد كه مقيد به يوم الجمعه شده ؟

--> ( 1 ) هداية الطالب ، ص 237 .